هر آنچه در قلب میگذرد را نمیتوان گفت برای همین خدا آه ، اشک ، خواب های طولانی ، لبخند سرد و لرزش دستان را خلق کرد .
هیچوقت هیچی تموم نمیشه ، ولی کم رنگ میشه و جاش می مونه و تا لحظات آخر از ذهنت میگذره ، یه جور جهنمی که به پایان نمی رسه و همیشه درگیرش خواهی بود و عذابت خواهد داد .
احتیاج دارم به خبر خوب ، به هدیهی بیمناسبت ، به دیدن اتفاقی و غیر منتظرهی کسی که خیلی وقته ندیدمش ، به شنیدن یه تعریف از کسی که فکر میکردم به چشمش آدم مهمی نیستم ، به چندتا شاخه گل ، به برگشتن عادتهای خوب قدیمی که خیلی وقته کنار گذاشته شدن ، به انگیزه ، به امید، به پول ، به عشق .