آندیا!
تو همه جون منی بی تو من مرده تنم:) قشنگترازدقایقباتوبودنمهستمگه
اینم بمونه به یادگار اینجا؛
ناگهان با واقعیت هولناکی روبهرو شد؛ تنهایی.
مقابل آینه ایستاد تا به انفراد خود مضاف شود. تصویر ماند و خویش از خویشتنش گریخت؛ تنهاتر شد.
حس می کنم تعادل احساساتم ازبین رفته ؛
یا انقد بی حس و ریلکسم که چیزی نمیتونه عصبی و ناراحتم کنه یا انقد حساسم که کوچیکترین چیز عصبیم میکنه که میزنم هم خودم و هم هرچیزی که دور ورم هست رو داغون میکنم . .