عاقبت همه ی ما زیر این خاک آرام خواهیم گرفت ، ما که روی آن ، دمی به همدیگر مجال آرامش ندادیم .
هیچکس اندوهی را از دلم در نیاورد ؛
من همیشه تک و تنها در گوشه کناری ، همه را بخشیدم .
هدایت شده از خاکسترِسیاه"
درود عزیزانِ من، خاکستری تصمیم داره یک تقدیمی برگزار کنه. بدین ترتیب که شما از ۱ تا ۱۰۷ یک عدد رو انتخاب میکنید و بنده یک موسیقی از پلیلیستم و یک عکسِ ایرانیِ ناب و یک شاهبیت از حضرتِ سعدی تقدیمتون میکنم. به همین سادگی.
فقط لطفا این پیام رو فور کنید و لینک کانالتون رو یا اگر ممبر هستید اسمتون رو به همراه عددِ انتخابیتون اینجا برام بگذارید.
متشکرم، خاکسترِسیاه"
سرشو گذاشت رو شونه هام بلند زد زیرِ گریه و تو همون حالت مستی گفت :
کاش زندگی تو همون روزایِ بچگیمون ك میومدی جلوی خونمون و تا ساعت ⁷ صبح نمیشد مامانم اجازه نمیداد بریم مدرسه تموم میشد .
کاش زندگی تو همون پفک نمکی هایِ دونهای ²⁵ تومن و کلوچه های کام و بستنی های دوقلوی کیم و رژلب های بند انگشتیِ مکّهای دنیا میایستاد و دیگه یك ثانیه جلو نمیرفت . .
مستی برایِ اینه ك فراموش میکنم الان داره چه به حال و روزم میاد ،
خستم ، خوابم میاد فردا بیدار بیدارم نکن علاقهای به دیدنِ هیچ فردایِ دیگهای ندارم :)!
آندیا!
± من از تموم این دنیـٰا ، فقط دلم میخواد برم کنسرتِ رضا ملک زاده اون بخونه : ‹ منو بگیر از این دلتن
± من از تموم این دنیـٰا ، فقط دلم میخواد برم
کنسرتِ شهاب تیام اون بخونه :
‹ کجا برم ك خندههات ك خاطراتمون به جات یه لحظه تو سرم نباشه ! ›
- منم این طرف با چشـٰای اشکی و بغض داد بزنم :
‹ بدون تو چه میکنم ؟ یه جوری گریه میکنم ك روحم از تنم جدا شه :)!›
احمدرضا احمدی خیلی قشنگ میگه :
- دری به زمستان باز کن ، تا سپیدیِ برف ها به ما امیدِ زنده ماندن بدهد؛ ما گرما نمیخواهیم، ما امید میخواهیم ... :)))!
بدونِ تو ترسیدهام ، خستهام ، تنهاام.
مدام یکجاییام درد میکند ، غذاهایی که میخورم مزه ندارند ، بوی هیچچیز را متوجه نمیشوم ، زود و بیدلیل گریهام میگیرد و خوابهایم خستهترم میکنند. بدونِ تو گیجم ، ماندهام ، ساکتم.
بدونِ تو زندهام ، میروم و میآیم ، اما زندگی نمیکنم .