باید یہ نفرو تويِ زندگیت داشتہ باشي ك وقتی باهاش حرف میزني تو دلت بگی؛ واي چقد میفهمہ من چي میگم .
و پس از اندوههايمان ،
همچون بهار زنده خواھيم شد ،
انگار هرگز مزه تلخیرا نچشیدھایم:)
آندیا!
± من از تموم این دنیـٰا ، فقط دلم میخواد برم کنسرتِ شهاب تیام اون بخونه : ‹ کجا برم ك خندههات ك خا
± من از تموم این دنیـٰا ، فقط دلم میخواد برم
کنسرتِ هایده اون بخونه : :
‹ عزیزترین سوغاتیه ، غبارِ پیراهنِ تو ! ›
- منم این طرف با چشـٰای اشکی و بغض داد بزنم :
‹ عمرِ دوبارهی منه ، دیدنِ و بوییدنِ تو :)!›
اگه يه روزى دلت تنگ شد، اگه من رو كنارت نداشتى، چيزهايى كه دوست داشتم رو يادت بيار، لبخند بزن بگو مسير قشنگى بود، نامرد نباش؛ بالاخره يه روزى هم ما فكر میكرديم بدون هم نمیتونيم زندگى كنيم. هميشه كه اينجورى دور نبوديم.