ولی ما خیلی گناه داشتیم؛ما که دائماً در حال دویدنیم و نرسیدن ما که شبانه روز کار میکنیم و از پا میفتیم و آخر سر به هیچ نقطه ی قابل اتکایی نمیرسیم و انگار میدوییم که زنده بمونیم نه اینکه زندگی کنیم!
ما نسل مشغله ها و تلاش های بی وقفه ایم و حوصله های نداشته و اعصاب های ویران..!
اونقدر تظاهر به خوب بودن کردم که دیگه هیچکس باورش نمیشه منم یه وقتایی حالم خوب نیست.
من میفهمم که یک دوره است و میگذره همه چیز ، اما بعد از این همه درگیری ، آیا واقعاً بعد از گذشت حالمون خوب میشه؟
آندیا!
من بسیار آدم ِ "این نشد دیگه هیچکس هستم ؛ و نمیتونم جایگزین کنم " لطفا خودت برام باش دیگه :)
من بسیار آدمِ ؛
‹ شاید دلش نخواد باهم حرف بزنه پس اگه دلش بخواد خودش تکست میده › ای هستم .
اینکه میگن آدمی به همه چیز عادت میکنه اشتباهه؛
آدم چارهای جز پذیرفتن نداره..
تحمل میکنه و میپذیره ولی عادت نمیکنه :)