من با غمایی که پشتشون ناراحتی ، خشم یا عصبانیته کنار میام ، ولی غمایی که پشتشون یه سری مشکلاته که هیچوقت قرار نیست حل بشن واقعا منو از پا در میارن
زندگی قبل از هرچیزی زندگیست. گل میخواهد ، موسیقی میخواهد ، زیبایی میخواهد. زندگی ، حتی اگر یکسره جنگیدن باشد ، خستگی در کر کردن میخواهد.
از من به شما توصیه،
ماهها و سالها در انتظار آدمِ درست بمونید، اما حتی یک دقیقه هم منتظر درست شدنِ آدمها نمونید.
تاحالا حس ترحم نسبت به کسی که بهتون زخم خیلی بدی زده رو تجربه کردید؟
حس عجیبیه. خشم و انزجار انگار جاشون رو میدن به ترحم. بهش نگاه میکنی برای اولین بار میبینی خودش بدترین تقاص خودشه. دلت میسوزه برای چیزی که هست، نگاه به زخم عمیقت میکنی و دلت میسوزه.
نه آیندهای برایش مانده بود و نه گذشتهای ؛
نه شوقی و نه هَراسی ، معلق بر امواجِ زمان پیش میرفت و برایش هیچ اهمیتی نداشت به کجا میرود .