چرا وقتی آرنج دست یهو میخوره جایی، آدم
حس میکنه الان قلبش از جورابش میزنه بیرون؟
چرا واقعا😐؟
وسیعترین شکل تنهایی،
دورماندن
از کسی است که دوستش داری.
حالا هی جهانت را با غریبهها
شلوغ کن...
ولی من دیگه اون آدم سابق نیستم، جوابمو بدی یا ندی ناراحت نمیشم، دیر جواب بدی ناراحت نمیشم، دروغ بگی ناراحت نمیشم، بری ناراحت نمیشم، با یکی دیگه ببینمت ناراحت نمیشم، وسط حرف زدن تلفنو قطع کنی ناراحت نمیشم، تو شبای سخت زندگیم ی حالمم نپرسی ناراحت نمیشم، اگه بهت زنگ بزنم جواب ندی ناراحت نمیشم، اگه بری بعد مدت ها بیای الکی سعی کنی قانعم کنی ناراحت نمیشم، بلاکمم کنی ناراحت نمیشم، با ی نفر چت کنی ناراحت نمیشم، با ده نفرم چت کنی ناراحت نمیشم، تو پست و استوریات هر غریبه و آشنایی رو تگ کنی من ناراحت نمیشم، شبا مست و پاتیل برگردی خونه من ناراحت نمیشم، هرچقدم دوسداری سیگار بکش من بازم ناراحت نمیشم، اصلا بیا منو بکش بخدا ناراحت نمیشم، نمیدونم تو برام بی ارزشی یا من کاملا خنثی شدم، ولی درکل اینو بدون تاثیراتت از بین رفته واسم.
خطوط موج دار اشکهایم برروی زمین مانند آن بوسه کهنه بر لبانش تا ابد نا پیدا باقی میماند
هیچکس یکباره سقوط نمیکند، یکباره وا نمی دهد، یکباره خسته نمی شود, انسان آهسته آهسته عقب نشینی میکند.
نمیدانم از دلتنگی عاشق ترم،
یا از عاشقی دلتنگ تر!
فقط میدانم
"در آغوش منی بی آنکه باشی"...