دوره زمونه جوری شده که آدم منتظره از کسایی که بیشترین محبتو بهشون کرده و آشنان ضربه بخوره تا غریبه ها و دشمنا:/
شنبه با تصمیم دوباره برای فراموش کردنت، آغاز میشود.
تمام یكشنبه را مصمم و مغرور، به تو فکر نمیکنم.
دوشنبه، از صدای پایِ خاطرهای دور ملتهب میشود.
صبح سهشنبه چشمهایم با یک عالم دلگیری، باز میشود.
چهارشنبه، هیچکدام از کارهایم، خوب پیش نمیرود.
عصر پنجشنبه خالی و الکی خوش میگذرد.
و غروب جمعه را، بغض نبودنت تکمیل میکند.
میدانم که شب که از راه برسد، شنبه را برای دوباره فراموش کردنت بهانه خواهم کرد...
هیچ میدانی تو مالک هفتههایم شدهای؟!
میخواهم به تو بگویم:
هستیام را بگیر، اما هستیام را نه...
اومدیم بگیم اگه اونجوری نبود که تو خواستی
واسه لج کردن نبود، بلد نبودیم
یعنی کسی یادمون نداده بود
کسی نبوده عینِ تو، نه قبلِ تو، نه بعدِ تو...
تنهاییام را از تو نمیدانم!
تنهایی همیشه در من وجود داشت!
تو فقط، به تنهاییام زندگی بخشیدی!
آدم باید یه نفرو داشته باشه که
بتونه بهش بگه ببین من حالم خوب نیست ،
واقعا خوب نیست .
من خستم، دیگه نمیخوام قوی باشم.
میشه بغلم کنی؟
آدم از اوقات خوب زندگی بی خبر است تا اینکه
همه چیز بد میشود، و وقتی به گذشته نگاه
میکند؛ میبیند چقدر خوشبخت بوده است!
-