•آنشـرلی•
انگار همین دیروز بود که خسته و کوفته از مدرسه بر میگشتم، ناهار میخوردم، دراز میکشیدم جلوی تلویزیون و اونقدر کارتون میدیدم که نهایتش خوابم میبرد و با صدای اذان مغرب از خواب پا میشدم. آخر هفتهها هم توی خونهی پدربزرگمون با بچههای فامیل برای خودمون مغازههای چرت و پرتِ دوست داشتنی میزدیم (باور کنید همشون بزرگ شدن و سراغم نمیان اما من هنوزم این بازی رو با کوچیکترا میکنم) و از برگ انگور و گردو و توت هم به عنوان پول استفاده میکردیم :>
من حتی وقتایی که از قصد دیر آماده میشم و راه میوفتم که به دوستایی که به موقع نمیان نشون بدم چقدر حس بدیه منتظر بودن، باز نفر اول میرسم :)
- [جناب اردی بهشتی]
من رو ببرید خونهی مرضیه خالا و گولباهار خانیم :"]
امروز بیشتر متوجه این شدم چهقدر خال زیر چشم قشنگه. چهقدر یه نقطهی کوچولو میتونه توی زیبایی چهره تاثیر بذاره. حتی ککومک هم که یه زمانی همه یه عیب میدونستنش، الان جزو معیارای زیبایی خیلیا به حساب میاد. به خاطر وجود چیزی روی صورتتون ناراحت نباشید و سعی نکنید تغییرش بدید (البته بجز امراض و اصلاحات پوستی)، همین تفاوتاست که شمارو زیبا تر میکنه و یه روزی، همون چیزی که دارید، تو جامعه جا میوفته و آرزوی خیلیا میشه✨
:">>>>>>>>>>> #حس_خوب 🌳✨
پ. ن: مردم کره تازگیا دارن حمایت فوقالعادهای نسبت به کشورشون نشون میدن و سعی در جذب گردشگر بیشتری دارن و جالب اینجاست به تازگی یه چالش هم بینشون جا افتاده که میگه: «چیزی که شما رو خوشحال میکنه: رفتن به کره جنوبی، چیزی که شما رو غمگین میکنه: رفتن به کره شمالی.»