این پیام رو فور کنید تا بهتون بگم
اگه جمله اول/آخر یه کتاب بودید چی میشدید؟
جوین نیستید فور نکنید.
تگتون.
جملهی آخر: «او نجات پیدا نکرد؛ فقط یاد گرفت با تاریکیای که درونش خانه کرده بود، زندگی کند.»
جملهی اول: «و اینگونه، دختری وارد قصه شد که هیچکس نمیدانست پایانش قرار است چه چیزی را تغییر دهد.»
جملهی آخر: «و اگر روزی دلت برایم تنگ شد، یادت باشد من همان جایی ماندم که آخرین بار نگاهم کردی.»
جملهی اول: «آن شب ماه زودتر از همیشه طلوع کرد؛ انگار منتظر آمدن او بود.»
جملهی اول: «همهچیز از نامهای شروع شد که نباید هیچوقت باز میشد.»
جملهی آخر: «من او را بخشیدم، نه برای اینکه حق با او بود؛ برای اینکه دیگر نمیخواستم داستانم را با نفرت تمام کنم.»