آنیا ")🇮🇷!
و یک جهان سالهاست که چشم به انتظار تو در تشویشی خود جان از کف داده.. -الهم عجل لولیک الفرج :)💔- #بی
جدی گل نرگس بوی بهشت میده:))))
📪 پیام جدید
#ناشناس
به امید اینکه به زودی بگیم روز اول دانشگاه خیلی خوب بود
+انشاءالله.. به امید دیدار اون روز..
فقط اینکه فقط امیدواری کافی نیست..باید براش تلاش کنی تا بهش برسی..
کارل راجرز :
زندگی خوب یک فرآیند است، نه یک حالت وجود؛ یک جهت است، نه یک مقصد.
#ردپا
24.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ظاهراً ابالفضله
ولی کار خدا میکنه:)🌖✨
پیشنهاد دانلود*
اگه میفهمیدیم واقعا تو چقدر هوامونو داری، انقدر برای جلو رفتن دست دست نمیکردیم! : )👩🦯
#ردپا
این طبیعت و خوی انسانه که هر وقت تو یه محیط جدید قرار میگیره تو سریع ترین زمان ممکن خودش رو با محیط وفق بده و باهاش بسازه..
حتی اگه از اون محیط بدش بیاد هم سیستم روحیش این رو رقم میزنه که به هر صورت هم که شده خودش رو با یه گوشه از اون محیط گره بزنه..
و زمانی که این اتفاق بیوفته باید انتظاراتمون رو بیاریم پایین نسبت به مسائلی که با اون محیط در ارتباطن؛ مخصوصا درباره بقیه..
#ردپا
#ازنو
Ehsan YasinChera Khodaro Doost Daram.mp3
زمان:
حجم:
9.8M
_ 00:43 _ 02:06 _ 02:27 .
همه قصه هامو شنیدش؛
بدیامو اما ندیدش..
اگه روی پامم اخه
به دادم رسید تا به مو میرسیدش:)🌱❤️🩹
#پلیلیستآنیا
آنیا ")🇮🇷!
_ 00:43 _ 02:06 _ 02:27 . همه قصه هامو شنیدش؛ بدیامو اما ندیدش.. اگه روی پامم اخه به دادم رسید تا به
کنارت که باشم، همه جا بهشته..
که قبل از تولد رو قلبم نوشته
نوشته که این دل، یه خونست برا تو
نوشته که چیزی نمیگیره جا تو.. 🪢
آنیا ")🇮🇷!
_ 00:43 _ 02:06 _ 02:27 . همه قصه هامو شنیدش؛ بدیامو اما ندیدش.. اگه روی پامم اخه به دادم رسید تا به
نذاشتم کسی گریه هامو ببینه
نمیخوام کسی پای حرفام بشینه..
پر از حرفم اما من امشب که تنهام
میخوام غرق تو باشمو قصه اینه :)🔗🫀
📪 پیام جدید
#ناشناس
https://eitaa.com/aniya_59/737
هانچی؟هانسی میگیمما
_ما هم که ترک هستیم همینو میگیم حالا ببین چی شده.. یا اشتباه تایپیه یا یه چیز دیگه🤌
📪 پیام جدید
#ناشناس
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود
روزی پدر و پسری بودند که همراه با الاغشان از مسیری عبور می کردند
در ابتدا پسر مرد بر پشت الاغ نشسته بود
مردم با دیدن او گفتند چه فرزند پر رویی احترام پدر خود را نگه نمیدارد
پسر پیاده شد و پدر بر پشت الاغ نشست
آنگاه مردم گفتند چه پدر ظالمی فرزندش را پیاده رها کرده و خودش بر پشت الاغ نشسته
پسر و پدر باهم بر پشت الاغ نشستند
مردم اینبار گفتند آنها ظالمند و به آن حیوان بیچاره رحم نمی کنند
هر دو پیاده شدند
اینبار مردم گفتند آن دو احمق اند که سوار حیوان نشدند...
_نمیدونم چیشده که همچین داستانیو فرستادید ناشناس ولی خب در کل این حکایت خیلیاس... همیشه هم نباید حرفای مردم برامون مهم باشه.. یه سری جاها فقط باید یه گوشت رو در و اون یکی رو دروازه کنی چون مردم یه سری موقع ها فقط دنبال سوژن که حرف بزنن بدون اینکه هیچ فکری کرده باشن رو حرفشون...
البته نباید ذهنیت خودمون رو روی انتقاد پذیر بودن ببندیم ولی باید بتونیم هر موقع که نیازه حرف های پوچ و تهی انسان ها رو از دایره توجه خودمون خارج کنیم..