هدایت شده از گســـترده نیـــلـگـــون | ⁴ ساعـــته
❌❌❌❌❌❌❌❌
پارتی از آینده
چشمام مثل روحم یخ زده بودن
هیچ حسی نداشتم!
اشک های گرمم روی صورتِ سرد و زخمیم ریخت و زخم صورتم رو باز کرد
با حسرت و غم دستی روی شک.. مم
کشیدم
موجودِ کوچولو و ضعیفی که فعلاً
می دونستم قلبش تشکیل شده!
یعنی زنده ست و مثل من وجود داره
این تقدیر رو باید می پذیرفتم
که با بچه بدون پدر زندگی بسازم
ولی چطور؟!
بوی غذا هم حالم رو بهم می زد و هم صدای معده ام رو بهم یادآوری می کرد
وارد مغازه سوخاری فروشی شدم
به دخترجوونِ خوشگل و آرایش کرده پشت پیشخون گفتم
-خانم میشه چندتا دونه بهم مرغ سوخاری بدین؟! به خدا هیچی ندارم بخورم!.
نیشخندی زد و به ته مونده غذای مشتری ها که هنوز از روی میزها جمع نشده بود اشاره کرد
-اونها هست هنوز گارسون نیومده جمع کنه، بردار بخور!.
همزمان با صدای شنیدن شکست قلبم
صدای له شدن غرورم رو هم شنیدم
با بغض به کناری رفتم
و با شنیدن خبر خشکم زد!!!!!..... ⭕️
https://eitaa.com/joinchat/1531511271Cdda2e738a7
هدایت شده از گســـترده نیـــلـگـــون | ⁴ ساعـــته
*مرصادِ نیکان، مردی که بزرگ ترین شرکت کشور رو اداره می کنه
و به تازگی مشخص شده مافیا هست
چندماهی هست به دنبالِ زنِ جوونی می گرده که طبق أزمایش مشخص شده ازش بچه داره!....🥶😭💔
https://eitaa.com/joinchat/1531511271Cdda2e738a7
هدایت شده از گســـترده نیـــلـگـــون | ⁴ ساعـــته
بنر و ریپ ساعت 2 شب پاک شه . 💁🏻♀
زودتر پاک نشه . ꯭ 🥱
گستردهِ نیلگون 👸🏼 .
هدایت شده از .𝗖𝗵𝗮𝗹𝗹𝗲ּꩌׄ۫𝗹 𝗿͚۠𝗼𝗻𝗶🎀ᵗ᷒ᰰ
#فرمچالشیهویی
هلو پیشی کوچ᪶ولو💝.𖧧 ֢ˋ
چنلج آپ کردم پیشی کوچ᪶ولو💭.𖧧 ֢ˋ
با تعم یهویی پیشی کوچ᪶ولو🌟.𖧧 ֢ˋ
تیز بپر پی و «ٍ🎀ِِ🌷ِ🪷ּꩌׄ۫🩰ِ»
بده َپیشی کوچ᪶ولو🤏🏻.𖧧 ֢ˋ
آیدیم پیشی کوچ᪶ولو🩷.𖧧 ֢ˋ
@Xx_Ronika💭.𖧧 ֢ˋ
تجمع پیشی ها🌟.𖧧 ֢ˋ
@Challel_roni🤏🏻.𖧧 ֢ˋ
هدایت شده از گســـترده نیـــلـگـــون | ⁴ ساعـــته
من نیلوفرم
دختریکه به اجبار تن دادم به ازدواج با مردی که تو کار خلاف بود
مرصادِ نیکان؛ عضو باند مافیا بود
و از شروع زندگی مون انقدر مشکلات داشتیم که نفهمیدیم چه وقتی
عاشق هم شدیم
اما... اما انگار دست سرنوشت با ما یار نبود!
درست روزی که متوجه شدم از مرصاد از مردی که عاشقشم باردارم و پدر بچه مه
فهمیدم که مرتکب یه جنایت شده!
آره مرصاد قتل کرده بود!
بدون اینکه متوجه بشه از خونه فرار کردم ولی فکر نمی کردم پیدام کنه و.. ـ
https://eitaa.com/joinchat/1531511271Cdda2e738a7
هدایت شده از گســـترده نیـــلـگـــون | ⁴ ساعـــته
انقدر دویده بودم که جونی برام نمونده بود، خیسِ آب بودم
بارون تند و تند می بارید
چشمام تار می دید
درست وقتی فکر کردم طلبکارها گمم کردن مردی رو دیدم که چند قدم جلوتر از من زیر بارون ایستاده بود
مردی که از پشت سر شباهت زیادی
به پدر بچه داخل شکمم داشت
مردی که ماه ها بود ازش فراری بودم
و حالا زمانی که داشتم از دست طلبکارها فرار می کردم سد راهم شده بود
یهو برگشت و با دیدنم با اون شکم بزرگ و حال وضع با بهت و ناباوری گفت
-نیلوفر؟؟. ــ. ـ
https://eitaa.com/joinchat/1531511271Cdda2e738a7
هدایت شده از گســـترده نیـــلـگـــون | ⁴ ساعـــته
بنر و ریپ ساعت 4 ظهر پاک شه . 💁🏻♀
زودتر پاک نشه . ꯭ 🥱
گستردهِ نیلگون 👸🏼 .