23.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ابری آهسته بر چشمم لغزید
و سپس خوابم برد ،
که گمان داشت که هست این همه درد
در کمین دل آن کودک خُرد ؟!
آری ؛
آن روز چو میرفت کسی ...
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم معنی هرگز را
تو چرا باز نگشتی دیگر !
شبتون بخیر ✨
مگذار دیگران نام تو را بدانند …
همین زلال بیکران چشمانت
برای پچ پچ هزار ساله آنان کافیست!
در میان آن هیاهو
آرام خواندم نامت را
اما نمیدانم چرا
هر که برگشت سوی من
تُ نبودی آن میان
شده ایم
سبب خنده ی مردم
حال ما بد است
بگذار آنها خوش باشند
#در_لابه_لای_نوشته_هایش