هدایت شده از 𝑨𝒏𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝑳𝒐𝒗𝒆
غرور چه اهمیتی داشت ؟
زمانی که من حتی روحم را به تُ باخته بودم :)
هدایت شده از 𝑨𝒏𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝑳𝒐𝒗𝒆
لب ها فریاد دوست داشتن سر میدادند
چشم هایش با اشک عشق را نشان میدادند
اما دست هایش ....
دست هایش برای گرفتن دست هایم تردید داشتند
+ چرا دستها؟
- چون معتقدم چشمها بیشتر برای حرف زدناند تا دیدن؛ لبها برای لمس کردن تا گفتن.
و هرچیزی که چشم نتواند بگوید و لب نتواند لمس کند، دست بیان میکند.
هدایت شده از Classicism;
به من چیزی بگو..
از زندگی بگو، از امید بگو، از روشنایی بگو
مثلاً به من بگو که غم بیش از این نخواهد ماند.
گمان میکردم چشمانم لاقل در اخرین نگاره ی قلبت مانده بودند اما افسوس
حقیقت بغض دیگری را در چشمانم شکست.