˼اَنتَ مُختَلِف꧇)˹
_
جانرقیهکهجانداد؛ازفراقتو ..
برقلبمبتلاینوکرتمرهمیگذار❤️🩹"
دختراامشببرایِعزاداری
گوشوارههاتونوبهاحترامخانومسهساله
گوشتوننکنینوواردمراسمعزابشید..
اخهرقیــهخاطرهخوبیازگوشوارهنداره💔.
˼اَنتَ مُختَلِف꧇)˹
_
تمام سال دلهرم این بود به شب سوم برسم
خانوم سه ساله رزق کربلای نوکرت و میدی ؟!
˼اَنتَ مُختَلِف꧇)˹
_
+یه جا خوندم نوشته بود:
اصلا رقیه نه !
دخترِ خودت ..
یک شب میانِ کوچھ بماند ؛
چی میشود (:؟..💔
حقیقتاً خیلی دلمو سوزوند..
˼اَنتَ مُختَلِف꧇)˹
_
دخترا بابایی نیستن..
باباها دختریان..
این رو وقتی حسین با سر به دیدن رقیه آمد،فهمیدیم!🖤
زمان:
حجم:
285.4K
هرجا اسمت رو بردم
فقط کتک میخورم...💔(:
_محمداسداللهی
میدونم هرسال نزدیک اربعین هرکس باهات خداحافظی میکرد و راهیِ کربلا میشد ، چقدر دلت می شکست🥲
میدونم اشک از چشات سرازیر میشد و دلت پرمیکشید مشایه...
تو تصوراتت کوله و وسایلتو جمع میکردی...
چای عراقی میخوردی..
بارها گنبد و شش گوشه ی اباعبدالله رو تصور میکردی . . .💔
بعدش آه از ته قلبت بلند میشد که ای کاش این تصورات واقعی بود((: