˼اَنتَ مُختَلِف꧇)˹
_
حجم تیری که علمدار زمینگیرش شد
باورم نیست که در حنجره ی تو جا شده است...
˼اَنتَ مُختَلِف꧇)˹
_
عطش بالا گرفته.. دل سقا گرفته..
که اصغر تشنهی یک جرعه آب است..
˼اَنتَ مُختَلِف꧇)˹
_
گفته بودم که به میدان نبری اسمت را
یک علی رفتی و حالا صد و ده تا شدهای💔:)