🔴#مهم
دکتر بقایی :با هر ملاحظه و تحلیلی، آمریکا مسئول وضعیت کنونی است/خود را به خاطر خباثت و دنائت دشمن سرزنش نکنیم
🔹سخنگوی وزارت امور خارجه در پاسخ به این پرسش که «با توجه به برخی تحلیلهای رسانهای که در رسانهها شاهد آن هستیم و همچنین برخی دیدگاهها در افکار عمومی و جامعه مبنی بر اینکه اقدامات اخیر ایران بهانه لازم را برای تجاوزات جدید آمریکا فراهم کرد، آیا به نظر شما اساساً میشد با تغییر برخی رفتارها و مواضع، از آتشافروزی مجدد دشمن جلوگیری کرد یا خیر؟»
🔹خواهش میکنم به هیچ عنوان خودمان را به خاطر خباثت و دنائت دشمن سرزنش نکنیم. به هیچ عنوان در بروز وضعیتی که اکنون در آن قرار داریم، ما مقصر نبودیم.
🔹تنها مقصر وضعیت فعلی، آمریکاست؛ با هر تحلیلی که ممکن است ارائه شود. ممکن است شما بگویید آمریکا در دام رژیم صهیونیستی افتاد یا اینکه خود آمریکا در راستای مطامعی که طی ۴۷ سال گذشته دنبال میکرد، وارد یک جنگ غیرقانونی با ما شد. با هر ملاحظه و هر تحلیلی، این آمریکا بود که مسئول این وضعیت است.
🔹فراموش نکنیم که آمریکا و رژیم صهیونیستی، در خردادماه سال گذشته علیه ایران مرتکب تجاوز نظامی شد و هم برای دومین بار در ۹ اسفندماه همان سال و برای سومین بار در بیستویکمین یا بیستودومین روز پس از امضای یک یادداشت تفاهم، دست به این اقدامات زد.
آنتی سالوسیون
🔴#مهم دکتر بقایی :با هر ملاحظه و تحلیلی، آمریکا مسئول وضعیت کنونی است/خود را به خاطر خباثت و دنائت
بگذارید اینو خلاصه کنم👇🏻
اونیکه داره به شما میگه مذاکره کردن فلان شد مسئولین میخوان بدن بره و... میخوان به جای مقصر جلوه دادن رژیم و امریکا داخل رو متهم و مردم رو بدبین کنند...
حالا برانداز جماعت به یک صورت(متهم کردن کشور به ایجاد تنش ودنبال جنگ بودن و بی اهمیتی به معیشت مردم) مدعی انقلابی که مخاطب چند ده؛صد هزارنفری یا میلیونی داره به شکل دیگر مانند اینکه میخوان تنگه رو بدن بره؛ هسته ای و بدن بره؛ پشت پرده بستن و...
اینا میتونن نماینده باشن؛ میتونن بلاگر مدعی انقلابی..
ظلم به کشور و خدمت به ترامپ و رژیم از این بالاتر؟!
™ @antisaloosion
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌️دوست عزیزی که میگی ما جنگ خسته شدیم بیاین اول اقتصاد رو درست کنیم
صحبتهای سعید لیلاز رو گوش کن:
ما تلاشمان برای کنار آمدن با آمریکا را کردیم اما این آمریکاست که جنگ را تحمیل میکند
❌️میدل ایست مانیتور: ایران در حال پیاده کردن طرحی اساسی است
🔹ایران دیگر صرفاً برای پاسخ به حملات آمریکا نمیجنگد. این کشور در حال دنبال کردن یک طراحی راهبردی منسجم است که هدف آن، بازآرایی بنیادین معماری امنیتی خلیج فارس و تغییر موازنه قدرت در سراسر غرب آسیاست.
🔹هر پرتاب موشک، هر حملهٔ پهپادی، و هر اختلال در کشتیرانی تجاری، اغلب بهعنوان یک رویداد مجزا تفسیر میشود.
🔹در واقعیت، این اقدامات روزبهروز بیشتر به مثابه اجزای بههمپیوستهٔ یک کارزار بلندمدت به نظر میرسند که اثرات تجمعی آنها بسیار مهمتر از پیامدهای فوری تاکتیکیشان است.
🔹ایران بهجای رویارویی مستقیم با ناوهای هواپیمابر آمریکایی، به دنبال آن است که هر تشدید تنشی را از طریق بازارهای مالی، از سنگاپور تا لندن، از فرانکفورت تا نیویورک، بازتاب دهد.
پ.ن
متأسفانه بعضی دوستان ما متوجه نیستند پشت دونه دونه کارای ایران نقشه و برنامه هست و پلن به پلن داره جلو میره و عجول و بی صبرند
اما دشمنان ما خوب میفهمن ایران داره چکار میکنه و جالبه کاری ازشون برنمیاد
امروز دشمن از خشم به خودش میلرزه که نمیتونه ما رو نابود کنه و مجبوره هر بار تجربه جنگ با ما میانجی بفرسته تا دوباره دیپلماسی رو تجربه کنه و دوباره میبینه ما در میدان دیپلماسی هم براشون یه بن بست بزرگ ایجاد کردیم
تنها راهش اینه حقوق ما رو به رسمیت بشناسه
ناظر به موضوع علیز
امروز کليپی دیدم از آقای علی زکریایی، که داشت دعوت از علیز توسط برگزار کنندگان تجمعات شبانه در یکی از نقاط تهران را نقد میکرد. با توجه به مطالبی که پیرامون علیز وجود دارد، نقد قابل تاملی بود. بنده اما لازم دیدم در حد وسع خودم، نکتهای را به این نقد اضافه کنم، نکتهای که تا الان در مطالب و تحلیلهای بسیاری از بزرگواران، مشاهده نکردهام. آقای علی زکریایی کلیت نقدشان این بود که چرا باید از چنین افراد مشکوکی دعوت شود تا با سخنان دو پهلو و مساله دار، به مردم کف خیابان خط دهی کنند. بله، از این زاویه، این دغدغه قابل فهم است. اما به نظر میرسد به یک مطلب توجه نشده یا کمتر توجه شده. این خطی که ما نگرانیم توسط علیز به خلق الله داده شود، از سالها قبل، خودمان به آنها دادیم، در دهه های 80،90 و...
اتفاقا من نظرم این است که مردم دیگر صرفا گیرندهی پیام نیستند، موثر و دخیل در فرآیند ارتباطی اند. خودشان گزینش و انتخاب میکنند که چه رسانه یا انسان رسانهای با رویکردها و سلایقشان منطبق است، همان را مبنا و خط دهنده قرار میدهند. آنقدر هم سلایقشان بتن ریزی و مستحکم شده که با اندک تفاوتی، مرجع رسانهای خود را دور میریزند و با گزینه جدید جايگزين میکنند. باور بفرمایید اگر از فردا تا دو هفته، علیز مقداری لحنش را تغییر دهد و از قالیباف و پزشکیان و... تمجید کند، همانها دورش را خط میکشند و از اطرافش پراکنده میشوند. خب این سلیقه و خط دهی غلط، کی و کجا انجام شد؟ همان ایامی که در دهه 80 و 90، ما در خیلی موارد از صراط عدالت تخطی میکردیم. همانجا که باب تهمت، تخریب و نسبتهای بی پایه به سران کشور باب شد و ما نه تنها سکوت کردیم که دامن زدیم. چون مثلا فراماسونر بودن، یهودی مخفی بودن، فاسد بودن، فلان فلان شده بودن، زمانی که خطاب به اصلاح طلبان یا مسئولانی که ما دوستشان نداشتیم گفته میشد، از نظر ما خلاف شرع نبود. بالاخره وقتش رسید که همان لگدها، توی صورت خودمان هم بخورد. هیچوقت یادم نمیرود، فلان نماینده سوپر انقلابی مجلس، که 10 سال قبل تحت عنوان برنامههای بصیرتی و روشنگری و يادواره های شهدا به شهرستان ها دعوت میشد، بین مردم انقلابی که امروز خیلیهایشان مخاطب علیز هستند، ادعا میکرد شهید علی لاریجانی مهره mi6 است. بله، بعضی از افرادی که توسط نهادهای انقلابی برای جلسات بصیرتی به عنوان سخنران دعوت میشدند و در شهرستانها و سراسر کشور ذائقه سازی میکردند، خودشان فاقد بصیرت و علم لازم بودند و ما خبر نداشتیم. چیزی که کاشتهایم را امروز درو میکنیم. ما از رفتارهای احمدینژادی لذت میبردیم، حداقلش تا سال 90 که اینطور بود. ما به مردم یاد دادیم که زمان دولت روحانی به سران سه قوه فحش بدهند، به مسئولان مملکت بدوبیراه بگویند و تر و خشک هم نکنند. ما فکر کردیم این جملات انحرافی که: «بهجز رهبری کسی را قبول نداریم، به جز رهبری و سپاه کسی را قبول نداریم، به جز رهبری همه فاسدند» نشانگر انقلابی بودن است. مردم را خودمان علیز پسند کردیم و امروز باید توبه کنیم. حالا همین نسلی که در یک و دو دهه قبل با این ذائقه تربیت کردهایم، زیر بار حرفهای احدی نمیروند، بله، واقعا باورشان این است که به جز رهبری همه فاسدند، حتی اگر به زبان نیاورند. این مردم خود به خود مخاطب علیز شدهاند؟ خود به خود تمسک میکنند به کانالهای عجیب و غریب تحلیل و پیشگویی ظهور و آقا صادق شنود و...؟؟؟ نه، این نوک کوه یخ است. خلاصه، باید زمان و خون دل زیادی خرج کرد تا اشتباهات تبلیغی و تبیینی سالها قبل، خنثي و کم اثر شود.
عین قاف
👇🏻
🔹روایت کمتر دیدهشده از شهید صیاد شیرازی؛ فرمانده عملیات مرصاد از روز عملیات
♦️منافقین میخواستند به طرف کرمانشاه بیایند اما مردم از اسلامآباد تا کرمانشاه با هر وسیلهای که داشتند -از تراکتور و ماشین- آمده بودند در جاده و راه را بند آورده بودند. اولین کسی که جلوی اینها را گرفت، خود مردم بودند.
♦️ساعت ۵ صبح رفتیم. همهی خلبانها در پناهگاه آماده بودند. توجیهشان کردم که اوضاع در چه مرحلهای هست. دو تا هلیکوپتر کبری و یک هلیکوپتر ۲۱۴ آماده شدند که با من برای شناسایی برویم و بعد بقیه بیایند. این دو تا کبری را داشتیم؛ خودمان توی هلیکوپتر ۲۱۴ جلو نشستیم. گفتم: همینجور سرپائین برو جلو ببینیم، این منافقین کجایند. همینطور از روی جاده میرفتیم، نگاه میکردیم، مردم سرگردان را میدیدیم. ۲۵ کیلومتر که گذشتیم، رسیدیم به گردنهی «چهار زبر» که الان، اسمش را گذاشتهاند «گردنهی مرصاد».
♦️یکدفعه نگاه کردم، مقابل آنور خاکریز، پشت سر هم تانک، خودرو و نفربر همینجور چسبیده و همه معلوم بود مربوط به منافقین است و فشار میآورند تا از این خاکریز رد بشوند. به خلبانها گفتم: دور بزنید وگرنه ما را میزنند. به اینها گفتم: بروید از توی دشت. یعنی از بغل برویم؛ رفتیم از توی دشت از بغل، معلوم شد که حدود ۳ تا ۴ کیلومتر طول این ستون است. من کلاه گوشی داشتم. میتوانستم صحبت کنم: به خلبان گفتم: اینها را میبینید؟ اینها دشمنند بروید شروع کنید به زدن تا بقیه هم برسند. خلبانهای دو تا کبریها رفتند به طرف ستون، دیدم هر دویشان برگشتند. من یکدفعه دادوبیدادم بلند شد، گفتم: چرا برگشتید؟ گفت: بابا! ما رفتیم جلو، دیدیم اینها هم خودیاند. چیچی بزنیم اینها رو؟!
♦️خوب اینها ایرانی بودند، دیگر مشخص بود که ظاهراً مثل خودیها بودند و من هرچه سعی داشتم به آنها بفهمانم که بابا! اینها منافقند. گفتند: نه بابا! خودی را بزنیم! برای ما مسئله دارد؛ فردا دادگاه انقلاب، فلان. آخر عصبانی شدم، گفتم بنشین زمین. او هم نشست زمین. دیدیم حدوداً ۵۰۰ متری ستون زرهی نشستهایم و ما هم پیاده شدیم و من هم بهخاطر اینکه درجههایم مشخص نشود، از این بادگیرها پوشیده بودم، کلاهم را هم انداخته بودم توی هلیکوپتر. عصبانی بودم، ناراحت که چهجوری به اینها بفهمانم که این دشمن است؟! گفتم: بابا! من با این درجهام مسئولم. آمدم که تو راحت بزنی؛ مسئولیت با منه. گفت: به خدا من میترسم؛ من اگر بزنم، اینها خودیاند، ما را میبرند دادگاه انقلاب.
♦️حالا کار خدا را ببینید! منافقین مثل اینکه متوجه بودند که ما داریم بحث میکنیم راجع به اینکه میخواهیم بزنیم آنها را، منافقین سر لولهی توپ را به طرف ما نشانه گرفتند. اینها مثل اینکه وارد هم نبودند، زدند. گلوله، ۵۰ متری ما که به زمین خورد، من خوشحال شدم، چون دلیلی آمد که اینها خودی نیستند. گفتم: دیدی خودیها را؟ اینها بچهی کرمانشاه بودند، با لهجهی کرمانشاهی گفتند: به علی قسم الان حسابش را میرسیم. سوار هلیکوپتر شدند و رفتند.
♦️اولین راکتی که زد، کار خدا بود، اولین راکت خورد به ماشین مهماتشان، خود ماشین منفجر شد. بعد هم این گلولهها که داخل بود، مثل آتشفشان میرفت بالا. بعد هم اینها را هرچه میزدند، از این طرف، جایشان سبز میشدند، باز میآمدند.
بعد از ۲۴ ساعت با لطف خداوند، اینان چه عذابی دیدند.
♦️بعضی از آنها فراری میشدند توی این شیارهای ارتفاعات، که شیارها بسته بود، راه نداشت، هرچه انتظار میکشیدیم، نمیآمدند. میرفتیم دنبال آنها، میدیدیم مردهاند. اینها همه سیانور خوردند، خودشان را کشتند. توی اینها، دخترها مثلاً فرماندهی میکردند. از بیسیمها شنیده میشد: زری، زری! من بهگوشم. التماس، درخواست، چه بکنند؟ اوضاع برای آنها خراب بود.
♦️بههرحال خداوند متعال در آخر این روز جنگ یا عملیات «مرصاد» به آن آیهی شریفه، عمل کرد که خداوند در آیهی شریفه میفرماید: «با اینها بجنگید، من اینها را به دست شما عذاب میکنم و دلهای مؤمن را شفا میدهم و به شما پیروزی میدهم.» و نقطهی آخر جنگ با پیروزی تمام شد که کثیفترین و خبیثترین دشمنان ما (منافقین) در اینجا به درک واصل شدند و پیروزی نهایی ما، یک پیروزی عظیمی بود.»
™ @antisaloosion