eitaa logo
سوپر اپلیکیشن ۱۲ | App 12
22.5هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
1.7هزار ویدیو
299 فایل
کانال رسمی سوپر اپلیکیشن ۱۲ || فراتر از انتظار اولین، بزرگترین و جامع‌ترین نرم‌افزار مهدویت جهان اسلام مجموعه چند نرم‌افزار در یک نرم‌افزار 🌐 سایر پیام‌رسان‌ها↶ eitaa.com/app12_official/33 👤 پشتیبانی↶ @App12_Admin کد شامد: 1-2-878670-63-0-1
مشاهده در ایتا
دانلود
📝 فقدان آیت‌الله‌العظمی شبیری خللی در ردیف محققین تراز اول شیعه ایجاد کرد ▪️بی‌شک فقدان این شخصیّت ممتاز، خللی در ردیف محقّقین تراز اوّل شیعه در عصر حاضر ایجاد نموده است که شاید جبران آن مدّتها به‌طول انجامد. ▪️بنده این مصیبت را به سرورمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف و حوزات علمیّه و بالخصوص شاگردان و علاقمندان و بالاخص بیت شریفِ عالِم و فاضل‌پرور ایشان تسلیت عرض نموده و از محضر حضرت حق جل‌ّو‌علا، علوّ درجات برای آن بزرگوار مسئلت دارم. ✍️ بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری 🗓| ۳۱/شهریور/۱۴۰۵ @app12_official
@Elteja | کانال اِلتجا4_5771467410439675688.mp3
زمان: حجم: 6M
🫂 همقدم با غریبِ ‌ 📿 تسلیم که باشی امام زمانت رو همه کاره عالم که بدونی … روایتی شنیدنی سید عزیزالله تهرانی به محضر امام زمان🥹❤️‍🔥 📚 العبقری الحسان، ج۲ ، ص۵۱۷ 🎛 مِنوی اپلیکیشن۱۲ @app12_official
(۴۴) 📮 👤 علامه حسن زاده آملی به جای اینکه عابد باشی، عبد باش! شیطان هم غریب به ۶۰۰۰ سال عبادت کرد، عابد شد اما عبد نشد.. تا عبد نشوی، عبادتت سودی به حالت ندارد! عبد بودن یعنی: ببین خدایت چه می خواهد نه دلت!🌻✨ 📚 در اپلیکیشن۱۲ ؛ @app12_official
استاد رائفی پور4_5870642813804225488.mp3
زمان: حجم: 31.4M
🏫 کلاس آموزشی مجازی 📌 سلسله آموزش‌های «جنود (لشکریان) » ⬅️ جلسه سى و نهم 🔖مشاهده قسمت قبل ☠ آنچه که معیار مشخص می‌کنه برای قبولی عبادت و بالا و پایین رفتن جایگاه، عقله و بسیار مهم و خطرناکه و بخاطر همینه که اون داعشی عبادتش رشدش نمیده ⚠️ با گوش دادن به این سلسله جلسات، یاد می‌گیریم عقل و جهل رو در وجودمون بشناسیم و عقل رو تقویت، و از جهل دوری کنیم. 🚷 بصیرت افزایی در این وانفسای آخرالزمان، برای منتظر امام زمان ضروریه که پیشنهاد میدیم با گوش دادن به این جلسات، بصیرت رو در خودتون تقویت کرده و رشد کنید. @app12_official
🔆 (١)⛵️🍃 دختر، گوشه‌ی انتهایی قایق کز کرده بود تا مبادا دست مردی به او برسد. به قایق‌هایی که در اطراف بود نگاه کرد. همگی پر از کنیزان و غلامانی بودند که در جنگ اسیر شده بودند و برای فروش به بغداد برده می‌شدند. چشمانش سنگین شد. دلش می‌خواست بخوابد تا دوباره رویای شیرین وصال را ببیند که تکان‌ ناگهانی قایق، خواب را از چشمانش ربود و کابوس تکان‌های مهیب ستون‌های قصر را به یادش آورد.از یادآوری آن روز تلخ، قلبش فشرده شد و بغض، راه گلویش را بست اما به خودش نهیب زد تا مبادا ضعف نشان دهد. تصمیم گرفته بود فراموش کند که سیزده‌ساله و اشراف‌زاده است… که فراموش کند روزی کنیزان بسیاری در قصر پدربزرگش به او خدمت می‌کردند. تصميم گرفته بود قوی باشد و به چیزی جز سرنوشت شیرین رویاهای شبانه‌ای که او را به این قایق رسانده بود، فکر نکند… 📮ادامه دارد… @app12_official