پفیوز کسی است که فکر می کند خیلی باهوش است، هیچ وقت نمیتواند جلوی دهانش را بگیرد. مهم نیست بقیه چی میگویند، او باید مخالفتش را بکند. یک آدم پفیوز تمام سعیاش را میکند که تو همیشه خیال کنی گند زدهای. مهم نیست تو از چی حرف میزنی، او بهتر از تو میداند.
"عشق"
در لحظه پدید میآید؛
"دوست داشتن"
در امتدادِ زمان.
این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
عشق معیارها را در هم میریزد؛دوست داشتن بر پایهی معیار ها بنا میشود.
عشق ناگهان و ناخواسته شعله میکشد،دوست داشتن از شناختن و خواستن سر چشمه میگیرد.
عشق قانون نمیشناسد،دوست داشتن اوج احترام یه مجموعهای از قوانین عاطفیاست.
عشق ویران کردن خویش است؛
دوست داشتن ساختنی عظیم!
حِیرانی؛
من در این سالها احساساتی را فهمیدم، و در خود حمل میکنم که توان بیانشان را ندارم. ذهنیتی نسبت به مفاهیم و پدیدهها در من است که نمیتوانم همهاش را بگویم و بنویسم. من برای بیان حس و درکم نسبت به پیرامون کلمه کم میآورم.