eitaa logo
کانال معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه اراک
1.6هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
673 ویدیو
266 فایل
........................................ https://eitaa.com/arakuf
مشاهده در ایتا
دانلود
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با الهام از این کلمات روشن دختربچه‌ها نوشته شد: رفتیم از یاد، الحمدلله هرچه خدا داد، الحمدلله لب‌تشنه ماندیم، یک لحظه اما از لب نیفتاد: الحمدلله امشب پی نان، رفت و نیامد روح پدر شاد... الحمدلله آری شب مرگ، در مکتب ما صبح است و میلاد، الحمدلله شمعی است در باد، بنیاد دشمن کوهیم در باد، الحمدلله دنیا اسیر است، ما سرو ماندیم آزادِ آزاد، الحمدلله یک روز ما را روزی، سکوت است یکروز فریاد، الحمدلله ویرانِ اوییم، مهمان اوییم ویران و آباد، الحمدلله... میلاد عرفان پور https://eitaa.com/haghighate_honar
اربعین ۱۴۰۴.mp3
زمان: حجم: 9M
کانون رادیو معاونت فرهنگی واجتماعی دانشگاه اراک تقدیم میکند: "اربعین… روایتی از چهل روز داغ و دلتنگی، از کاروانی که پیام خون را به جان‌ها رساند. این صدا، تقدیم به دل‌های جامانده…"🖤 به قلم و صدای : سیده اسرا موسوی
📝 این چهل روزی که از عاشورا تا اربعین اتّفاق افتاده، یکی از مقاطع بسیار مهمّ تاریخ اسلام است. روز عاشورا در اوج اهمّیّت است و این چهل روزی هم که بین عاشورا و اربعین هست، تالی‌تلو روز عاشورا است. اگر روز عاشورا اوج مجاهدت همراه با فداکاری -فدا کردن جان، فدا کردن عزیزان، فرزندان و یاران- است، این چهل روز، اوج مجاهدت همراه با تبیین، همراه با افشاگری، همراه با توضیح [است]. اگر این چهل روز نمیبود، اگر حرکت عظیم زینب کبریٰ(سلام‌الله‌علیها) و جناب امّ‌کلثوم و حضرت سجّاد(علیه‌السّلام) نمیبود، شاید آن فقره‌ی «لِیَستَنقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَةِ وَ حَیرَةِ الضَّلالَة» اتّفاق نمی‌افتاد. این حرکت عظیم، این صبر فوق‌العاده‌ی خاندان پیغمبر به پیشوایی زینب کبریٰ(سلام‌الله‌علیها) و امام سجّاد(علیه‌السّلام) بود که توانست حادثه‌ی کربلا را ماندگار کند و به معنای واقعی کلمه این تبیین، مکمّل آن فداکاری بود. 📚 برشی از کتاب در اندیشه‌ی حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(مدّظلّه‌العالی) ◾️ اربعین حسینی بر عاشقان و پویندگان راه سید الشهداء علیه السلام تسلیت باد. https://eitaa.com/arakuf
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کربلا واسم ضروریه حسین💚 اربعین اوضاع چه جوریه حسین💚 کارمن امسال صبوری حسین💚 یا حسین💚 🏴اربعین آمد دلم را غم گرفت بهر زینب (س) عالمی ماتم گرفت سوز اهل آسمان آید به گوش ناله‌ی صاحب زمان(عج) آید به گوش 🏴فرا رسیدن سالار شهیدان🍂 حضرت اباعبدالله الحسین(ع) تسلیت باد. حوزه معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه اراک
37.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 در مسیر دلدادگی؛ از عشق تا خدمت در موکب امام رضا (ع) از اولین قدم‌های عاشقانه تا گرمای دست‌های مهربان موکب‌داران، اینجا هر لحظه، نوای دلنشین «یا رضا» است... کلیپی که، صفر تا صدِ این سفر روحانی رو روایت می‌کند؛ از ورود زائران اربعین حسینی به موکب تا نگاه‌های مشتاق زائران و عطر چایِ مهربانی‌ها. 🌐روابط عمومی کانون‌های خدمت رضوی استان مرکزی 💎@khademyaran_markazi
ششمین فصلنامه نشریه انیگما.pdf
حجم: 3M
‌ 💠 ششمین شماره از فصلنامه اِنیگما منتشر شد.💠 📍کاری از اعضای انجمن علمی آمار دانشگاه اراک استاد مشاور نشریه: دکتر سیدجمال میرکمالی 📰 در این شماره اِنیگما می‌خوانید: 🔷 معرفی کتاب 🔶 پایگاه داده 🔷مروری بر سیزدهمین سمینار جبرخطی 🔶 نگاهی به زبان پایتون و سرگرمی با آن 🔷 آشنایی با RMarkdown 🔶 اِنیگما، هنر رمزگشایی از داده‌ها 📉 ارتباط با ما از طریق : ایتا @StatisticsEnigma سایت http://araku-stat.ir
🔹🔸🔹سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی گرامی باد ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🇮🇷 نامه‌نگاری آزادگان با امام خامنه‌ای در طول اسارت 🔸رهبرمعظم انقلاب: ما نامه‌هایی از بعضی از آزادگان در طول این دو سالِ بعد از آتش‌بس تا امروز داشته‌ایم که به خانواده‌هایشان مینوشتند. وقتی خانواده‌ها میفهمیدند که ما مخاطب هستیم، نامه‌ها را می‌آوردند و به ما میدادند. من هم برای خیلی از این نامه‌ها جواب مینوشتم. 🔹می‌نوشتند که شما برای آزادی ما، به دشمن باج ندهید. این را اسیر می‌نوشت. این، برای یک ملت، خیلی مهم است که اسیرش در دست دشمن، به‌جای این‌که مثل انسانهای بی‌ایمان، مرتب التماس کند که بیایید من را آزاد کنید، نامه بنویسد که من میخواهم با سربلندی آزاد بشوم؛ نمیخواهد به خاطر آزادی من، پیش دشمن کوچک بشوید. 🔸اینها را ما داشتیم. اینها جزو اسناد شرف ملی ماست و تا ابد محفوظ خواهد بود. 🇮🇷 بازگشت آزادگان به میهن عزیز اسلامی در تاریخ ۲۶ مرداد ۶۹ https://eitaa.com/arakuf
شماره چهارم_1.mp3
زمان: حجم: 13.6M
نشریه مأوی، فصلنامه ای برای دوستداران زبان و ادبیات عربی تقدیم میکند: 🔊چهارمین نشریه صوتی🔊 استاد مشاور: دکتر سید ابوالفضل سجادی گوینده: زهرا خسروانی فراهانی سردبیر: ستایش بنیادی مدیر مسئول: محدثه رضایی تهیه و تنظیم: زهرا خسروانی فراهانی صاحب امتیاز: انجمن فردوس، انجمن علمی دانشجویی گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه اراک جهت مطالعه کامل نشریه متنی به لینک زیر مراجعه نمایید👇 https://eitaa.com/arakuf/3631
💥 جشن وصال شیرین 🔹 با حضور دکتر سعید عزیزی 📆 ۴ شهریورماه ساعت:۱۵:۳۰ 🏢 شهر صنعتی- فرهنگسرای شهر ✅ ظرفیت محدود. برای رزرو صندلی تماس بگیرید
📢 تمدید مهلت شرکت در جشنواره شهید چمران تا پایان مردادماه
روزی که باهات اشنا شدم باورم نمیشد یه روز اینقدر قلبم بهت وابسته بشه باورم نمیشد کلماتی که گفتی تا مغز استخونم نفوذ کنه،باورم نمیشد دلتنگ مهربونیت بشم،باورم نمیشد دیدن چشمهات ارزوم بشه... تو جوری توی قلبم نشستی که تک تک سلولهای قلبم دلتنگت شدن،تو عزیزی شدی برام که هرگز از قلبم نمیری... تو شدی اونی که هر از گاهی میشی بهونه اشک توی چشمهام ،تو شدی اونی که مغزم تا اسمتو میشنوه قفل کنه و لبهام فقط زیر لب اسم تو رو تکرار کنن،تو شدی اونی که شنیدن صداش شده ارزوی گوشهام،تو شدی ستاره ای درخشان که خیلی ازم دوره... من خیلی درباره ات نمیدونم اما به قدر اینکه قلبم گیر بیفته و ذهنم درگیرت بشه درباره ات میدونم،من عاشق اینم کاش همون بچه ای بودم که تو دست نوازش به سرش میکشیدی،من عاشق این بودم که کاش  توی کوچه های خاکی دنبالت بدوم و تو فقط بخندی،من حسرت بچه ای رو میخورم که تو بهش یه لبخند زدی،حسرت بچه ای رو میخورم که از نزدیک چشمهای قشنگت یه دل سیر نگاه کرده،جانا من عاشق اینم که کاش زمان برمیگشت و من جای اون بچه ها بودم یا شاید کاش تو الان بودی،کاش میشستی پای حرفهام و پای سکوت قلبم و بغض چشمهام...کاش تو برام دعا میکردی ... جانا،از دل برات بگم همیشه وقتی داستانهات میشنیدم غصه میخوردم که ندیدمت،ولی باز شکر میکردم خدا رو به خاطرت،اما خب چی بگم؟ذهنم همیشه درگیر این بود تو ام دلتنگ من میشی یا نه؟ همیشه درگیر این سوال بودم،همیشه غصه میخوردم از اینکه رفتی و من ندیدمت،همیشه ارزو میکردم کاش برای یه لحظه ام توی زمانی که بودی زندگی میکردم،تا اینکه یه روز چیزی خوندم ازت که قلبم رو بیشتر از قبل عاشق تر خودت کرد: ••• نگاهش کردم دستش رو سایبون چهره اش کرده بود لباس ساده سفیدی تنش بود و چهره اش مثل همیشه مهربون بود و اما اینبار غمگین تر بود،به بقیه نگاه کردم همه متوجه شده بودن که اتفاقی افتاده اما کسی دم نمیزد،لباس قهوه ای بلندی پوشیده بودم بقیه هم مثل من فقط توی رنگ لباس فرق داشتیم یکی سبز و یکی سیاه و...یه سریها شمشیر به کمر داشتن و یه سری شماغ روی سرشون بود،نگاهش کردم سکوتش هم پر از حرف بود هنوز هم به دور نگاه میکرد تا اینکه قطره اشکی از چشمش جاری شد دیگه طاقت نیوردیم و رفتیم سمتش و گفتیم:یا رسول الله چی شده؟اتفاقی افتاده؟حالتون خوبه؟چرا این همه غمگین هستید؟ بدون اینکه نگاهمون کنه گفت :دلتنگم،دلتنگ یارانم...با تعجب نگاهی به هم کردیم و پرسیدیم:یا رسول الله ما که اینجاییم.نگاهمون کرد و لبخندی زد و گفت:درسته،اما من دلتنگ یارانم هستم که در آینده میان و من دیگه نیستم، و اونها ارزوی دیدن من را دارن،دلتنگ اونها هستم. ••• یا رسول الله اینو که خوندم قلبم ارامش گرفت اینکه تو هم به یادم بودی ... ولی بذار باز بهت بگم دلم میخواد بیام مدینه کنار آرامگاهت بینم و ساعتها گریه کنم و باهات حرف بزنم...من دلم میخواد بشینم کنارت یه دل سیر باهات حرف بزنم و اشک بریزم دوست دارم ساعتها نگاهت کنم،دوست دارم برات تعریف کنم چقدر خوبه دختر بودن،بهت بگم که دیگه دخترهای عرب از روزی که تو دین خدا رو اوردی نفسهاشون زیر خاک دفن نشد،بهت بگم چقدر خوبه که تو اومدی تا باهات مهر هم بیاد...دلم خیلی دلتنگته،من دلتنگت میشم هر ساعت ،هر دقیقه و هر ثانیه بذار بهت بگم دل که نه جانم برایت خیلی تنگ است... معصومه بیات اموزش شیمی