اونجایی که محمدرضا کاتب میگه که:
«گاهی آدم به خاطر عبور از مرحله ای چنان درد میکشد و تغییر میکند که دیگر خودش هم نمی تواند خودش را بشناسد.»
دقیقا همونجام.
هنگامی که ویژگی های منفی را در خود بپذیریم و آنها را
جزو وجودمان بهشمار آوریم، دیگر نیازی به تایید نداریم؛
زیرا میدانیم که هم ارزشمند هستیم و هم بی ارزش،
هم زشت و هم زیبا، هم تنبل و هم وظیفهشناس!
دبی فورد - نیمهی تاریک وجود
تو آهنگایی هستی که گوش میدی؛ تو اشکهایی هستی که
در تنهایی خودت میریزی؛
تو تمام تجربههایی هستی که در زندگی لمسشون کردی؛
و تمام اتفاقاتی که در تنهایی خودت تجربه و حسشون کردی؛
تو تمام انتخابها و همهی اتفاقات تلخ و شیرین زندگیت هستی
و با همه ی اینها در کنار هم جذاب و دوست داشتنی میشی =)