الان اونجام که تو فیلم سوته دلان میگفت:
"دلمون برات تنگ میشه،
بهت عادت کرده بودیم...
به اخمُ تَخمات، اولدرم بُلدُرمات، سگ محليات !
ولی گورِ پدرِ دلِ ما....دلِ تو شاد!"
مثلِ کسی که خانهاش ناامن است و میخواهد در کنارِ آن خانهای امن بسازد، احتمالاً با مصالحِ خانهی قدیمی. اما بدیاش این است که وسطِ ساختن تواناییاش تمام شود و حالا به جای خانهای گرچه ناامن اما کامل، یک خانهی نیمهویران و یک خانهی نیمهتمام دارد، یعنی هیچی ندارد. نتیجهاش دیوانگی است.
خیلی از مشکلات بعضیامون با رها کردن
حل میشه. رها کردن رابطه بد، کار بد، محل زندگی بد و حتی رفقای بد، ولی از اونجا که ذاتمون بسوز و بساز یا مهندسه، فکر میکنیم که یا تحمل میکنیم یا درستش میکنیم ..!
آرامجای .
سیوش کن : mi arcoiris یعنی کسی که مثل رنگین کمون به زندگیتون رنگ میبخشه ..
سیوش کن : Meu gato
یعنی کسی که مثل یه پیشی کوچولو دوسش داری و دلت میخواد از شدت علاقه لهش کنی .
اگر کسی با تندی تو را نصیحت کرد سخنش را قطع نکن، چون در پشت تندیاش محبت عمیقی قرار دارد..
مانند کسی نباش که ساعت زنگدار را میشکند فقط به جرم این که او را بیدار کرده است ...!