ما نسل بدبختی هستیم
دست مان به مقصر اصلی نمیرسد،
از همدیگر انتقام میگیریم !
آرامجای .
بعد سالها میخوام تقدیمی بدم خدمتتون😔؛ بدین صورت که این پیامو فور میزنید و لینک چنل هاتون + جنسیتتون
عرض ادب ؛
۱۰ تا ۱۰ تا خدمتتون تقدیم میکنم ،
و امیدوارم خوشتون بیاد .
جدای از تموم هیاهوی شهر نشسته بود روی صندلی کافه و جمعیتو نگاه میکرد ؛
از وضعیت مردم خندش گرفته بود که چطور اینقدر دنبال روزمرهشونن !
با پوزخندی فنجون قهوه ی تلخشو سر کشید و غوطه ور شد تو افکارش .
-@Variance!
ظاهرشو حفظ میکرد !
نمیذاشت هر جایی اشک مهمون چشماش شه ،
ولی از درون رو به انحطاط بود .
شده بود مثل یه شیشه ی ترک خورده که فقط منتظر ِ یه تلنگر بود تا بشکنه !
-@schoon!
ماگشو پر از نسکافه کرد ؛
موهای فرفریشو بالای سرش محکم کرد
یه پیچ از موهاش افتاد روی پیشونیش
گرامافونو روشن کرد و موزیک فرانسوی پلی شد ..
قلمو رو آبرنگی کرد و طرح یه پروانه رو رو کاغذ پیاده کرد ، هنر نوازشگر روحش بود .
-@Enghetael!
میخواست پرواز کنه ؛
پروازی از جنس آزادی
از جنس رهایی
اما دریغ از اینکه بالهاشو چیده بودن !
محکم خورد زمین؛
اما هنوز داره با تن زخمی خودشو تیمار میکنه .
-@flying_without_wings1!
یه روز که از فرط سنگ دلی زمین خسته شده بود
بالا سرشو نگاه کرد
نگاهش گره خورد به آسمون؛
اون آبی قشنگش دلشو برد
و گره باز نشد که هیچ بلکه کور تر شد !
-@bluenight!
دفترچه خاطراتی که پره شده از خاطرههای تلخ و شیرین ..
دختری که بین شلوغیای دنیا یه گوشه مشغول نوشتنه و خودشو تو سلول تنهاییش رها کرده !
-@selol1188!
آرزو میکرد زندگی ِبعدیشو یه پروانه ی آبی باشه
جدای از این زندگی ِحوصله سر بر و خسته کننده
روحش جدا شه و بشه یه دونه پروانه که تو جنگل چرخ میخوره .
-@tanaasokh!