eitaa logo
آرام‌جای‌ .
2.8هزار دنبال‌کننده
5.5هزار عکس
51 ویدیو
1 فایل
خیال می کنی از پا در می آیم؟ چه باک ! ببین ، آرامم ؛ آرام تر از نبض ِیک مُرده ! -کپی‌؟ +مهم‌نیست‌
مشاهده در ایتا
دانلود
میخواست پرواز کنه ؛ پروازی از جنس آزادی از جنس رهایی اما دریغ از اینکه بالهاشو چیده بودن ! محکم خورد زمین؛ اما هنوز داره با تن زخمی خودشو تیمار میکنه . -@flying_without_wings1!
یه روز که از فرط سنگ دلی زمین خسته شده بود بالا سرشو نگاه کرد نگاهش گره خورد به آسمون؛ اون آبی قشنگش دلشو برد و گره باز نشد که هیچ بلکه کور تر شد ! -@bluenight!
دفترچه خاطراتی که پره شده از خاطره‌های تلخ و شیرین .. دختری که بین شلوغیای دنیا یه گوشه مشغول نوشتنه و خودشو تو سلول تنهاییش رها کرده ! -@selol1188!
آرزو میکرد زندگی ِبعدیشو یه پروانه ی آبی باشه جدای از این زندگی ِحوصله سر بر و خسته کننده روحش جدا شه و بشه یه دونه پروانه که تو جنگل چرخ میخوره . -@tanaasokh!
شروع کرد به تایپ کردن کمیک یه کمیک جناییو شروع کرده بود با علاقه و هیجان خالص تموم کلماتو تایپ میکرد لبخند شرورانه ای رو لبش نشست و چاشنی خنده رو به کمیک اضافه کرد ولی نه از اون خنده های معمولی ازون خنده هایی که از سر ِوحشت زیادی بود ، مثل قهقهه های یه قاتل ! -@Espressooo!
گرمای دستاشو حس میکرد و صداش شده بود آرامش‌بخش روانش خاطراتشون باهم مثل یه نقش برجسته ی تاریخی تو مغزش حفظ شده بود ؛ کاش تا آخرین لحظه با گرمای وجودش کنارهم بمونن . -@tttt851!
انگار حبس شده تو سلول انفرادی وجودش ؛ سلول به سلول بدنش شده یه زندان تنگ و تاریک برای روحش ، دیگه حتی هوایی برا تنفس وجود نداره ولی سعی میکنه قفس تنهایی رو بشکنه ، ولی افسوس که حکم حبس ابد خورده ! -@enferadi39!
آرام‌جای‌ .
گفتمش بیا عاشقتم هنوز ؛ خنده کرد و گفت: درغمم بسوز . #شعرگرافی
داديم ز كف نقد جوانی و دريغا ؛ چيزی به جز از حيرت و حسرت نستانديم !
از یه جایی به بعد یه جوری نسبت به همه سرد و بی تفاوت میشی که خودتم کلافه میکنی ، این سردی نتیجه همه گرم بودنایی بود که نادیده گرفته شد .