آرامجای .
در زندگی با همه چیز برای نخستین بار برخورد می کنیم . مانند هنرپیشه ای که بدون تمرین وارد صحنه شود ؛
گذشته تنها گورستان توهمات ما است .
در گذشته تا ابد پایمان به سنگ قبرها می گیرد و سکندری می خوریم !
برشیازکتاب شاهکار
نوشتۀ امیل زولا
#دیالوگکتاب
من وقتمو برات میذارم ، تلاش میکنم وقتی افتادی زمین دستتو بگیرم و بلندت کنم ، من تلاش میکنم حالتو خوب کنم، از خودم میگذرم بخاطر تو ، من بلدم باهات غصه بخورم ،
اما متاسفم، بلد نیستم کاری کنم لیاقت اینارو داشته باشی !
آرامجای .
ضربه سختی خورده بودم و درس دشواری نیز آموخته بودم این که نمیتوانی به هیچ کس جز خودت تکیه کنی. . . #
آه اگر بدانید چه ذوقی به آدم دست می دهد که ببیند بدون اینکه تلاشی کرده باشد، حرفش را به خوبی می فهمند!
#عکسنوشت
راستش بعضی وقتا احساس میکنم روحم با تموم وجود مشت میزنه به قفسه سینم،انگارکه میخواد داد بزنه و بگه میخوام برم انگار خسته شده از این دنیا و آدماش خسته شده از اسیری تو این جسمو بعضی وقتا حس میکنم باید بذارم بره، احساس میکنم به اندازه کافی تجربه کرده که اینطوری خستس و میخواد دل بکنه از همچی .