بلاخره کم کم قبول میکنیم که بعضیها برای ما نیستن، مهم هم نیست چقدر دوستشون داریم یا چقدر براشون تلاش کردیم.
آرامجای .
بئاتریکس پاتر: من و مادرم به یک توافق رسیدیم اینکه همدیگر رو درک نکنیم. Miss Potter #دیالوگ
مورفیوس: نئو، تو به سرنوشت اعتقاد داری؟
نئو: نه
مورفیوس: چرا نه؟
نئو: چون دوست ندارم این فکر رو بکنم که اختیار زندگیم دست خودم نیست.
The Matrix 1999
#دیالوگ
دلتنگی آدم را به خیابان می کشد و مردم نمی فهمند ؛ قدم زدن گاهی ، از گریه کردن غم انگیزتر است ...
آرامجای .
ما تا زمانی در باب این یا آن مطلب حق اظهار نظر داریم که خود نیز احساسش کرده باشیم. برشی از کتاب رنج
پیوسته در تاریخ ساعتی فرا میرسد که در آن، آنکه جرئت کند و بگوید دو دوتا چهارتا میشود مجازاتش مرگ است.
برشی از کتاب طاعون
#دیالوگکتاب