آرامجای .
در غلغله جمعی و تنها شدهای باز آنقدر که در پیرهنت نیز غریبی #شعرگرافی
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق ..
#شعرگرافی
نگران از دست دادن آدما نباشین، کسی که بخاد میره و بعدا میفهمین لیاقت تون رو نداشته چون در حدتون نبوده و نیست !
آرامجای .
+کاش میشد دوباره از اول شروع کنیم، ولی این دفعه درست ...! -اون موقعه دیگه ما نبودیم دو تا آدم دیگه ب
تو هیچوقت عاشق خود من نبودی ، عاشق این بودی که من اینهمه دوسِت دارم ...
و چقدر آدما تو زندگیمون موندن، فقط بخاطر اینکه دیگه هیچکس اندازه ما دوسشون نداشت !
_مادر
#دیالوگ
راز موفقیت در این اجتماع اینه که یقین داشته باشیم همه تقریبا به یک اندازه بیشعورن اما جوری وانمود کنیم که انگار هر کدوم از اونا بیشتر از بقیه میفهمند .