من واقعا تو نشون دادن احساساتم به دیگران عاجزم ؛ پس اگه حتی یبار حس کردی دارم بهت علاقه نشون میدم بدون دوست داشتنت
به گوشت و پوست و استخونم رسیده ..
بفهم ، نفهم !!
آرامجای .
خنده میبینی ولی از گریهی دل غافلی ؛ خانهی ما از درون ابر است و بیرون افتاب ! #شعرگرافی
وعدههایت همه واهیست از این میسوزم
همه گفتند دروغ است، دلم گوش نکرد ...
#شعرگرافی
به احترام تموم بی احترامی هایی که بهت شد،
رو به روی خودت یه سد بساز تا دوباره به اون آدم اشتباه برنگردی .
آرامجای .
کریدی: «بمیر... بمیر... چرا نمی میری؟» وی: «زیر این نقاب چیزی فراتر از گوشت و خون وجود داره؛ زیر ای
یادت باشه امید چیز خوبیه ، شاید بشه گفت بهترینِ چیزهاست و چیزهای خوب هیچ وقت نمیمیرند ...
_رستگاری در شاوشنک
#دیالوگ