آرامجای .
دنیای عزیز، دارم میروم چون خسته شدهام. گمان کنم به اندازه کافی عمر کردهام. تو را با نگرانیهایت د
چشمک زدن ستاره در شب یعنی توی چمدان ماه ، خورشیدی هست .
-جلیل صفر بیگی
#بسیحق
آرامجای .
هر چه بود از دل به غیر نقش ابروی تو رفت عاقبت زین مسجد ویران، همین محراب ماند #شعرگرافی
دلم فریاد میخواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا میکنم هر شب
#شعرگرافی
بوکوفسکی میگه:
« گاهی که صبح از رختخواب بیرون میآیی با خود میاندیشی که دیگر طاقتش را نداری؛ اما از درون خندهات میگیرد، چون تمام دفعات دیگری که این حس را داشتهای به یاد میآوری .»