-چرا ادامه بدم؟
+کلی از بهترین روزای زندگیت هنوز اتفاق نیفتادن. هنوز مزه همه زندگی رو نچشیدی هنوز تموم لحظه های زندگی رو لمس نکردی. کلی آدم و روز هستن که هنوز تجربه شون نکردی، کلی جا هست که هنوز ندیدی و کلی «اولین» که هنوز واست اتفاق نیفتاده، پس ادامه بده، مشکلات همیشه وجود دارن ولی خب اتفاقای خوبم تو سکانس بعدی منتظرتن. مطمنم اونقدرام خنگ و ضعیف نیستی که بخوای لحظه های قشنگ آیندرو واسه اتفاقای بدی که الان واست افتادن از دست بد ی:))
از آدم بودن، تناقضها را دوست دارم. اینکه پشت خندههایت یک اندوه عمیق داری، اینکه دوستش داری اما گاهی قلبت پر از نفرت میشود، اینکه غمگینی اما ته قلبت هنوز امید داری. ما آدمها تکههای سرهم شدهی حسهای متناقضیم. پر از وسوسه و شرم و عشق و رنج و شادی. هیچ کس نیست که بتواند خودش را از این تناقضات جدا بداند. هر لحظه تجربهاش میکنیم و ادامه میدهیم، ادامه میدهیم تا تمام شویم.
بعضی ها مغرور به نظر می رسند ولی در واقع ، همانند کسی که «از غرق شدن می ترسد» ؛ از صمیمی شدنِ با آدم ها ، می گریزند ...
و هیچ کس نخواهد فهمید ؛ همین آدمی که قلابش را غلاف کرد و بی تفاوت از کنار دریا گذشت ؛ چقدر دلش «ماهی» می خواست
نرگسصرافیان
مهم نیست که آخرین زلزله زندگی ات چند ریشتر بود !
مهم نیست که در ان زلزله چه چیزهایی را از دست دادی !
مهم این است که دوباره از نو بسازی
ﺟﻬﺎﻧﺖ ﺭﺍ،
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ،
ﺑﺎﻭﺭﺕ ﺭﺍ…
ﻣﻬﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍست