آدمایی که میتونی باهاشون راجب مزخرفترین و مسخرهترین چیزا شوخی کنی ولی دو دیقه بعدش راجب عمیق و جدی بودن زندگی باهاشون حرف بزنی،واقعیترین و نزدیکترین آدم های زندگیتن...(;
مامانبزرگم که مرد، همه خیلی ناراحت شدیم ، گریه کردیم... تا صبح بیتابی کردیم اما بابابزرگم، اون هیچی نگفت! گریه هم نکرد ولی شنیدم وقتی همه رفتن و مراسم تموم شد گفت: زندگی بی امید ممکن نیست، من به مردن ادامه خواهم داد .
اونموقع معنی عشقو فهمیدم .