من میدونم
چقدر درک نشدی
چقدر ناامیدت کردن
چقدر تحمل کردی
چقدر زمان بُرد
چقدر اشک ریختی
چند بار بلند شدی و چقدر جنگیدی و چقدر همه چی سختتر شد
ولی باز ادامه دادی...
خسته نشو، هنوز مونده تا به جاهای خوبش برسی
تو لیاقتشو داری، من باورت دارم !
همیشه احساس میکردم
بلد نیستم زندگی کنم .
و آیا برای دیگران دشوار ترین امور ، زندگی نیست؟
چقدر دشوار است زندگی کردن !
فقط پس از اینکه کاری در نوشتن انجام میدهم ، تازه به یاد میآورم که گویا در حین کار ، مشغول زندگی کردن بودهام و بس !
نمیگم کاری از دستت برنمیاد...
میگم از گذشته بگذر. بپذیر. تموم شده. تو مسیری که توانش رو داری کاری کن. غم چیزهایی که در کنترل تو نیست نخور .