هدایت شده از "آشفته بازار یک کمالگرا"
منم همین موقعیت و داشتم اما زنگ زدم گفتم زندگی بدون تو عالیه اما از این مورد کنجکاو شدم اونم کلی انکار کرد که منم هیچی بدون خداحافظی قطع کردم روش
archive_zip
اخه احساس میکنم تا وقتی نفهمم نمیتونم از ذهنم بیرونش کنم
راستی باهاش حرف زدم و اینجوری بود که من هنوز میخوام باهات دوست باشمو دلم برات تنگ شده بود ولی نمیدونم چرا اینکارو میگردم
archive_zip
راستی باهاش حرف زدم و اینجوری بود که من هنوز میخوام باهات دوست باشمو دلم برات تنگ شده بود ولی نمیدون
و خب بهش گفتم اینارو نیومدم بگم که دوباره باهم اشتی کنیم فقط خواستم دلیلشو بدونم
archive_zip
راستی باهاش حرف زدم و اینجوری بود که من هنوز میخوام باهات دوست باشمو دلم برات تنگ شده بود ولی نمیدون
و بعد بین حرف هاش هی میگفت ولی دیگه نمیتونیم مثل قبل دوست باشیم
هدایت شده از کنجدنجشاتوت~
اه خیلی حس اضافه بودن و خجالت کردم اصلا چرا باید او چتی که من نبودم و به من ربط نداره حرف بزنم اه
دیگه منو وایبی صدا کنید من دیگه شاتوت نیستم