eitaa logo
  𝑨𝒓𝒆𝒖𝒎 ִֶ
164 دنبال‌کننده
2هزار عکس
346 ویدیو
0 فایل
فقط برای دیدن زیبایی ها .. (: حاوی اندکی فنگرلی برای سریال ها🤏🏻 - برای شنیدن حرف های شما🌙 https://daigo.ir/secret/6511131122 Start: ۴۰۲/۵/۲۱
مشاهده در ایتا
دانلود
داشتم یه متن مینوشتم با یه میلی متر تکون خوردن‌ ناخواسته انگشتم همش پرید ، همش 🫠🫠
هدایت شده از Diary
هرچیم ایتا در مقابل تلگرام خوب نباشه بجاش آدمای خوبی داره
به خودا من میخوام سریال ببینم‌ که یه چیزی داشته باشم‌ اینجا بزارم، ولی سریال نمیخواد من‌ اونو ببینم ؛ تقصیر من‌ نیست :(
هدایت شده از نمیدونم کجاست!🇵🇸
بچه ها دعا میکنید حالشون خوب باشه و آسیب ندیده باشن اون اطراف؟:) ممنونم:)
بچه ها لطفا دعا کنید اینجا کسی چیزیش نشده باشه :) مخصوصا یه نفر که ما خبر داریم
من هنوز نتونستم اتفاقی که ظهر افتاد رو هضم کنم..
هدایت شده از آخرین بهار دنیا
"فرض کن این موشک‌ها ستاره‌ان، که ما توو خاورمیانه نیستیم" از ساعت ۳ بامداد، چندین‌بار با صدای پدافند از خواب پریدم. آفتاب که بیدار شد، خواب به کل از چشم‌هایم فرار کرد. اینستاگرام را باز کردم؛ ویدئو عاشقانه بود؛ دختر و پسری که زیر آسمان ایستاده بودند و با دست، مسیر پدافندها را دنبال می‌کردند. شروین هم می‌خواند: «فرض کن این موشک‌ها ستاره‌ان که ما توو خاورمیانه نیستیم!» صفحه‌ی گوشی را بستم. به سقف خیره شدم؛ به ستاره‌ها. قطره‌ای اشک از گوشه‌ی چشمم لغزید. یاد بدن کوچک نوزاد دوماهه‌ افتادم؛ یاد موهای خونی دختران، یاد لبخند سردار حاجی‌زاده زمان رونمایی از "فتاح". به لرزش دست‌های کودکان، به اشک مادران و به دلهره‌ی پدرانی که خود را سپر خانه کرده‌اند؛ فکر کردم. یاد خنده‌ی شوم صهیونیست افتادم زمانی که خانه‌ها را ویران می‌کنند، انگار که خاطره‌ای در آن‌ها نبوده و یاد رویای غاصبانی که سال‌هاست دندانشان برای هر وجب این خاک تیز شده. به تاریخ فکر کردم... از سردار جنگل تا سردار سلیمانی‌؛ از قحطی‌های کشنده تا چکمه‌های جنگ جهانی؛ از اسکندر تا آن روز‌هایی که کفش‌های آمریکا را می‌بوسیدند! سنگینی غم‌های یک تاریخ، روی سینه‌ام نشست، قلبم تپش گرفته بود و شانه‌هایم می‌لرزید و بالش بوی دریا می‌داد. خسته بودم. ترسیده بودم. دلتنگ بودم. و همزمان فکر کردم که نه! من نمی‌خواهم فرض کنم که این موشک‌ها ستاره‌اند! این‌ها موشک‌اند! ساخته شده با غیرت، پر شده با بغض فروخورده‌ی تاریخ، هدایت شده با آه مادران و پشتیبانی شده با امید ملتی که ایستاده‌اند. این‌ها موشک‌اند! که از دل شب می‌گذرند تا صبح را به مظلوم برسانند. تا فریاد فروخورده‌ ما و آه نسل‌های گذشته‌مان را، به سقف خانه‌ی اشغال‌گران بریزند و من دقیقا می‌خواهم زیر همین موشک‌ها بایستم و دست زندگی را بگیرم و برای تک‌تک‌شان "وان یکاد" بخوانم. نمی‌خواهم از خاورمیانه‌ نباشم! من از ایران خاورمیانه‌ام! از جایی که موشک‌هایش، از ستاره‌ها پرغرورترند! از زیر پرچمی که دست‌های ظالم را می‌شکند و دست مظلوم را محکم‌تر می‌فشارد! و چه افتخاری بالاتر از اینکه امروز، همین‌جا، در دل بحران، پشت سر رزمندگان‌مان "فتح" بخوانم و دغدغه‌ی من، روزشماری برای نابودی حیواناتی باشد که جز دریدن دنیا، هیچ سودی ندارد؟ چه افتخاری زیباتر از بدرقه‌ی سرداران با اشک و لبخند؟ و چه امیدی روشن‌تر از صبحِ بعد از ظهور؟ مگر اشک‌های  ما، قلب‌ ما، مغز ما... جز این رسالتی دارند؟ چه چیز ارزش اشک‌ها را دارد جز گریستن برای مظلوم و نگاه کردن به سرافرازی پرچم؟ چه چیز ارزش تپیدن قلب را دارد جز عشق وطن؟ من خاورمیانه‌ای بودن را، زیستن بین صدای موشک‌ را، فتح‌ خواندن زیر لب‌ را، مشت‌های جمعی گره‌ کرده‌ را، تمام این اشک‌ها را، داغ وطن‌ را دوست دارم. بیشتر از زیباترین شهرهای دنیا و بیخیال‌ترین حالت بشریت! من موشک‌ها را، صدای پدافندها را، لباس نظامیان‌ را، اخم آقا را، صلابت صدای شعارها را دوست دارم. بیشتر از تمام ستاره‌ها و شب‌های صاف دنیا! نه! این موشک‌ها ستاره نیستند و ما در خاورمیانه هستیم. اینجا ایران است؛ سرزمینی که درد را تاب می‌آورد و از دل خاکستر، غرور می‌روید.
هدایت شده از [괜찮아?!.^-^]🇮🇷🎄🇵🇸
هربار که ناله شنیدم از خاورمیانه ای بودن، شکر کردم که توی خاورمیانه و ایران به دنیا اومدم و زندگی میکنم؛ نه چون همه چی عالیه، چون اینجا خاکشم با همه جا فرق داره،شن کویرشم لشکر خداست" مرد هاش هم پر از غرور و غیرتن ، رهبرش هم... ایرانِ مظلوم و قوی من..
اینجا رسما تغییر کاربری داده😂💔
ببخشید که امروز فقط حال بد بهتون منتقل کردم.. البته نمیدونم هنوز کسی پیامای اینجا رو میخونه یا نه🚶🏻‍♀