آرزو
نه پنج روزهٔ عمر است عشق روی تو مارا وَجَدْتَ رائِحَةَ الوُدِّ إنْ شَمَمْتَ رُفاتي
دبیر ما که میگه در این شعر معشوق خداست
ما هم به همین منظور استفاده می نُماییم
آرزو
نه پنج روزهٔ عمر است عشق روی تو مارا وَجَدْتَ رائِحَةَ الوُدِّ إنْ شَمَمْتَ رُفاتي
بزارید مصرع دومش رو معنی کنم براتون خیلی قشنگه
شاعر میفرماید که:
اگر استخوان های پوسیده ام ( خاک قبرم ) را ببویی بوی عشق را می یابی:)
هفتم و هشتم و اوایل نهم همیشه دفتری داشتم که معنی و آرایه های شعر ها را درون آن مینوشتم
اما خوب یادم است آن روزی را که چون دفتر به همراه نداشتم همه چیز را داخل کتاب نوشتم و او گفت چقدر این گونه شلوغ شدن کتاب را دوست دارد
و بعد از آن؟
دیگر من هیچ دفتر ادبیاتی ندارم
هر چه نیاز بوده را در کتاب نوشتم و کتابم پر شده از سیاهی مداد