#گوشه_ای_از_عزاخانه_اش
قصهء کرب و بلا را دختري تغيير داد
کاخ ها ويرانه شد، ويرانه اش شد بارگاه
آرزو
#گوشه_ای_از_عزاخانه_اش قصهء کرب و بلا را دختري تغيير داد کاخ ها ويرانه شد، ويرانه اش شد بارگاه
بعد از عاشورا دیگه حال و حوصله ی عکس گرفتن نمونده بود
اما روضه ی بیبی جان رقیه یه چیز دیگه اس :)
آرزو
گاهی که در خاطراتم قدم میزنم و اونها رو دوباره برای خودم یادآوری میکنم روز هایی رو پیدا میکنم که از
و شاید هم بار مسئولیت باعثش شده...
نیازمندم چند روز از گوشی دور باشم تا بتونم سرگرمی هایی رو پیدا کنم که حس لذت بردن از زندگی رو دوباره بهم برگردونن:)
آرزو
نیازمندم چند روز از گوشی دور باشم تا بتونم سرگرمی هایی رو پیدا کنم که حس لذت بردن از زندگی رو دوباره
امتحان کردنش برای کمتر از ۲۴ ساعت جالب بود✌️🏻
ولی نزدیک بود که یه جلسه از باشگاهم رو از دست بدم:/
نتیجه میگیریم که تعادل رو نگه داریم ✌️🏻😶
وقتی اتفاقات اطرافم آزارم میدهند و ذهنم خیلی شلوغ و دندان هایم ناخودآگاه روی هم فشار داده میشوند
به اتاقم پناه میبرم، به کنج خودم و کتابم را بر میدارم
سعی میکنم کتاب را با صدای بلند بخوانم تا ذهنم مجبور باشد که به کلمه کلمه کتاب توجه کند و افکار آزار دهنده ام را رها کند
یکی از قشنگ ترین حس ها این است که هنگام خواندن کتاب گریه کنی
نمیدانم اشک هایم به خاطر کلمات جان سوز کتاب اند یا برای فشار ها و خستگی هایی که در طول روز تحمل میکنم
اما هرچه هستند آرامم میکنند
آرامشی که با حال خوب درآمیخته است
با امید
امروز برای آخرین بار رفتم مدرسه ام و تک تک جاهایی رو که با دوستام وقت میگذروندیم رو دوباره دیدمشون
خیلی روز های زیبایی بود خیلی
حاضرم یک بار دیگه امسال رو بخونم با همون دوستام و همون معلم هام
دوست نداشتم تموم بشه
وقتی برگشتم خیلی حالم بد بود
اما با زنگ زدن به یکی از دوستام و چت کردن باهاشون انرژی گرفتم
رفتم توی پیوی معلمم و صوت هاش رو دوباره گوش دادم و انرژی گرفتم
به این باور رسیدم که گوهر درون افراد حال خوب و انرژی مثبت رو انتقال میده نه مکان ها و زمان ها
و من خوشحالم که هنوز میتونم باهاشون در ارتباط باشم و ازشون انرژی بگیرم:)
خدایا شکرت
آرزو
دیروز بعد از پشت سر گذاشتن یک روز پر از چالش و پر از ناراحتی به خاطر تموم شدن مدرسه ها خیلی اتفاقی
مثل این که قبول شدم 😐✌️🏻
ولی خب چه فایده؟
گاهی باید کار های بیهوده و بی نتیجه رو کنار گذاشت تا از استرس و دغدغه اضافی دور شد
البته این یکی رو ده درصد احتمال میدادم که بخوام برم این مدرسه اما اگه زودتر تصمیم گرفته بودم دیگه انقدر قبلش نگرانی نداشتم😐🤦🏼♀
یادم نمیاد چه زمانی این یادآوری رو برای خودم گذاشتم
ولی فکر کنم میزان ارزش دایی هام در نزد من رو نشون میده:)
من همیشه عاشق داداش بزرگتر بودم ولی خب به عنوان بچه ی اول داشتن داداش بزرگتر برام محاله
اما نوه ی اول بودنم و زندگی مستقل داشتنم باعث این شد که خاله و دایی هام برام مثل خواهر و برادر بزرگ تر باشن
و من هم اونا رو مثل خواهر و برادر دوست دارم و با شادی هاشون خوشحال میشم و ناراحتی هاشون اذیتم میکنه:)
پ.ن: امروز علاوه بر روز جهانی دایی روز جهانی خاله و عمه و عمو هم هست♥️✌️🏻