آرزو
برای یه موضوعی
همیشه فاصله ی بین کلمات تایپ شده توجه من رو به خودشون جلب میکنن
شاید میشه گفت روی منظم بودن فاصله ها خیلی دقت دارم
و البته این دقت روی پیام های دریافتیم هم هست
وقتی بین دو تا کلمه فاصله کمی زیاد میشه، میشه گفت دو موقعیت رایج وجود داره که برای نویسنده ی اون پیام پیش اومده
یکی اینکه نویسنده کلمه ای رو پاک کرده و بعد دوباره به نوشتن ادامه داده
و دیگری اینکه نویسنده بعد از نوشتن کلمه ی اول، روی نوشتن کلمه ی دوم تأملی طولانی داشته
و خب وقتی این فاصله ی اضافی بعد از کلمه ی "برای" به وجود میاد واقعا نگرانم میکنه
آرزو
همیشه فاصله ی بین کلمات تایپ شده توجه من رو به خودشون جلب میکنن شاید میشه گفت روی منظم بودن فاصله ها
اگه متوجه نشدید چی میگم اشکال نداره
دوستی های چند ساله چیز شگفت انگیزی هستن
اینکه تو با هویت چندین سال پیشت یک نفر رو به عنوان دوست بپذیری و امروز با اینکه هر دو هویت و شخصیت متفاوتی دارید باز دوست هم بمونید اعجاب برانگیزه
آن روز را به خاطر دارم
همان روز که خودت را در یک جمله توصیف کردی
آن جمله دقیقا چه بود نمیدانم
اما یک کلمه درمیانش بود که توجهم را جلب کرد
چرا باید اسم شغلت تو را توصیف میکرد
بعد از آن، توضیح دادی که هر کس آن چیزی که در زندگی اش برایش پر اهمیت است را در اولین جمله برای معرفی خودش بیان میکند
امروز به این فکر میکردم که تو از نقشی گذشتی (حتی شاید برای مدتی اندک) که اولین کلمه در آن جمله بود و این چقدر جسارت بزرگی ست
این که آن تصویر بزرگی که در ذهنت از خودت نقش بسته را بشکنی تا نگذاری کسی تو را بشکند
تحسینت میکنم
نمیدانم که روزی این نوشته را میخوانی یا نه
اصلا شاید قاصدکی نباشد که به دستت برساندش
اما باید بگویم تو هنوز در نظر من همان نقش را داری
همین امروز ثابتش کردی
۹شهریور۱۴۰۴
هدایت شده از آرزو
دیروز وقتی داشتم برای امتحان کتاب دینی رو زیر و رو میکردم
در مورد نزدیکی انسان به خداوند خوندم
نوشته بود نزدیکی به خداوند نزدیکی ظاهری و مکانی نیست و چه بسا دو نفر از لحاظ ظاهری به هم نزدیک باشن اما در قلب هاشون احساس نزدیکی نکنن
میدونی؟...
احساس میکنم نزدیکی من و تو هم از جنس نزدیکی به خداست
نزدیکی ای که ربطی به جسم و مکان نداره
نزدیکی ای که مربوط به روح و قلبه
دوساله که بودن و نزدیکی تو برام جور دیگه ای معنا میشه
بودن مادرانگی ها و لطافت ها و حمایت هات
و کم بودن آغوش پر مهر و دستان گرمت
راستش
خواستم ازت تشکر کنم
تشکر کنم برای تموم اون دفعاتی که بهت زنگ زدم و گفتم کار خاصی ندارم اما تو قطع نکردی
برای اون وقتایی که گلایه هام از زمین و آسمون رو پیش تو آوردم و تو برای شنیدن شون وقت گذاشتی
برای اون روز هایی که فقط به خاطر من چند ساعت بیشتر پیشم موندی
برای شارژ های گوشیت که به خاطر حرف زدن با من تموم شد
برای اون موقع هایی که از پشت تلفن مجبورم کردی برم سراغ کارهام و درسام
برای تمام اون موقع هایی که بهم گفتی برای درس خوندن استرس نداشته باش و سعی کردی آرومم کنی
برای اون جاهایی که علاوه بر غصه های خودت نگران مشکلات و غصه های منم بودی
برای تمام دغدغه و نگرانی هایی که برام داشتی و من ازشون بی خبر بودم
برای تک تک دعاهای خیری که همراهم کردی
برای
برای
برای
انقدر میتونم برات "برای" بیارم که خوندنشون تا صبح مشغولت کنه
خوندنش میتونه تا صبح مشغولت کنه چون تو شونزده ساله که مشغول منی و من باید برای هر روز این شونزده سال ازت تشکر کنم
میدونم مامانِ من بودن یکی از سخت کار های دنیاست
ولی ممنون که مامانمی
روزت مبارک مامانم قشنگم:)