eitaa logo
آرزو
20 دنبال‌کننده
475 عکس
58 ویدیو
0 فایل
توی دنیای بچگیم اسمم "آرزو" بود اینجا نوشته هام، احساساتم، نظراتم و چیز های دوست داشتنیم رو ثبت میکنم:) برای صحبت مون : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4g5k43n&btn=آرزو
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد صد سال اگر قبر مرا بشکافی کفنی نیست تنی نیست ولی بوی تو هست...
بچه ها حتی شده هزار تومن ولی همون قدر هم برای غدیر خرج کنید جدا از آثار معنویش که احتمالا این روزا زیاد احادیثش رو توی کانال های مختلف خوندید به طور مادی هم برکت عجیبی توی مال تون به وجود میاد (خودم به شخصه تجربه اش کردم) چه به این جشنی که معرفی کردم چه به هرجای دیگه ای که با بزرگداشت عید غدیر تلاش برای نشر فضائل حضرت امیر ( علیه السلام ) داره کمک کنید و از این فرصت بزرگ استفاده کنید:)
بعضی وقتا با خودم فکر میکنم که تنها منم که انقدر به اون اکیپ فکر میکنم تنها منم که وقتی میخوام در مورد دوستام صحبت کنم اسم اون سه نفر میاد تو ذهنم منم که وقتی میرم زیارت اون سه نفر اولین کسایی هستن که براشون دعا میکنم منم که برای همه از اون سه نفر میگم و از اینکه چقدر اینی که هستم رو مدیون اونام منم که خاطرات گذشته رو میخونم و حسرت میخورم بابت اینکه اونا فقط خاطرن شاید زیادی گیر کردم توی گذشته شاید تنها کاری که باید بکنم اینه که ازش رد شم و فقط از داشتن چنین خاطرات زیبایی لذت ببرم شاید دیگه نباید انقدر به اینکه چقدر از هم فاصله گرفتیم فکر کنم ولی به هر حال به نظرم هر فردی نیاز داره حداقل توی یه قسمتی از زندگیش چنین دوستایی داشته باشه و من بابت اینکه در پر چالش ترین سنم این دوست ها رو داشتم شکر گذار هستم قطعا من تا ابد مدیون اون سه نفر هستم و هیچ وقت فراموششون نمیکنم و امیدوارم اونا هم منو فراموش نکنن:)
هدایت شده از آرزو
18.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میلاد ساکن سامرا مبارککک♥️✨
امشب هوای نوشتن به سرم زده شاید به خاطر زیاد کتاب خواندن است یا شاید هم تاثیر شعر هایی ست که در دنیای کتاب، آمنه ( که درود خدا بر او باد ) می سراید و می‌نویسد به هر حال می‌خواهم بنویسم و نمی‌دانم باید از چه بنویسم دلم می‌خواهد باز آن بحث همیشگی را به میان بیاورم اینکه برای چه خلق شده ام اینترنت که آزاد شد تنها فرقی که برای من کرد دسترسی ام به تلگرام بود و آن کانال کوچکم وقتی آنجا مینویسم که حالم خوب نباشد یکی از نوشته هایم با این شروع شده بود: (خدا سلام یه سوال دقیقا چرا منو خلق کردی؟) و آخرش هم با این تمام شده بود که : (ولی هرچی بیشتر دارم پیش میرم هدف هام داره بیخود تر و پوچ تر به نظر میاد مگر اینکه تو یهو منو بندازی توی دل اون هدف بزرگ) از اون شبی که با گریه ی بی صدا اینها رو نوشتم خیلی میگذره و حالا من مانده ام و اینکه واقعا چرا من دارم نفس کشیدن توی این کره ی خاکی رو تجربه میکنم اینکه وقتی به سرنوشت هایی که می‌توانم در آینده داشته باشم فکر میکنم و از فکر کردن به آنها لذت نمی‌برم فقط به خاطر کاهلی و سستی نیست، من بیش از هرچیزی به رابطه های بیرون از خانه علاقه مندم اما چیزی که آزارم میدهد این است که هیچ چیز نمی‌تواند آن عطش درونم را برای تاثیر بزرگ داشتن برطرف کند به هیچ وجه نمیتوانم بپذیرم که من با آمدنم به این دنیا این همه سختی کشیده ام و سختی به وجود آورده ام که تنها جایی خارج از این خانه کار کنم و برای فردایم که حتی نمی‌دانم زنده خواهم بود یا نه تلاش کنم اما هرچه فکر میکنم آن کاری که احساس کنم قرار است من را به کمالم برساند پیدا نمیکنم برای همین است که خودم را سپرده ام به دست خدا دیگر از برنامه ریختن برای آینده ای در داشتنش شک دارم خسته شدم فقط می‌دانم تنها کاری که می‌توانم اکنون بکنم این است که خودم را مهیا کنم مهیا برای به سرانجام رساندن آن هدف بزرگ نمی‌خواهم بعد مرگم به من بگویند نفس های تو دلیلی داشت اما تو خود، خود را مهیا نکردی تا از پس به انجام رساندن آن هدف بر آیی
شب بخیر:)
امشب سرود فارِس شاهکاری از گروه نوای یاس منتشر شد پیشنهاد میکنم گوش کنید:)