همه توی زندگی شون یه مشکلاتی دارن که گاهی براش ناراحت هستن
قطعا نباید ناراحتیمون ما رو کنترل کنه و حس قالب مون ناراحتی باشه
اما به نظرم برای یه نوجوون ناراحتی، گرفتگی، و گوشه گیری در بعضی مواقع چیز عادی و یا شاید ضروری باشه
بر این باورم که هر اتفاقی که برای ما در زندگی مون میافته مسیریه برای رشد هرچه بیشتر
پس با این تفکر باید اتفاقات اطرافمون و حس هایی که نسبت بهشون داریم رو بپذیریم و باهاشون کنار بیایم
شاید ناراحتی گاهی وجودش خیلی اذیت کننده باشه اما بدون اون انگار یک نیمه ی گمشده داریم برای رسیدن به آرامش، تعادل درونی و کنار اومدن با برخی اتفاقات
بعد از سه ماه کم کم دارم سعی میکنم با اتاقم آشتی کنم و مدتی حتی اندک در آن سپری کنم
زیرا بسی نزدیک است زمانی که باید در همین اتاق برای امتحان های زیبام بشینم درس بخونم
فقط لحظه ای که توی چت من دارم ویس ضبط میکنم اما میبینم یسری پیام از طرف من داره ارسال میشه که خودم ننوشتم شون:/
پ.ن: وقتی مامانم اکانت من رو داشته باشن این مشکلات هم ایجاد میشه دیگه:////
گاهی دلت گرفته
ازش ناراحتی
ولی دوستش داری
اشتباهش انقدر مهم نبوده
که بخواد به خاطرش سرزنش بشه
پس نزار یه خاطره
یه لحظه
و یا یه حس بد توی ذهنش ایجاد کنی
بعضی وقت ها گذشت لازمه
بدون هیچ حرفی
فقط یه درونگرا اینو میفهمه که
چرا وقتی از یه جای شلوغ برمیگردم خونه
به تنهاییه اتاقم پناه میارم