+ خسته شدم دیگه، دلم میخواد فراموشش کنم
- چرا فراموش؟ یعنی انقدر دوریش اذیتت میکنه؟
+ آره خسته شدم از بس فقط بهش فکر کردم ولی ندیدمش
- خب برو ببینش
+ فکر نکنم اون براش دیدن یا ندیدن من فرقی بکنه برای همین دیدنش بیشتر ناراحتم میکنه...
همه جا میگن تحمل نوجوونا خیلی سخته اصلا نمیشه باهاشون کنار اومد
واقعا شما فکر میکنید در با مواجه با نوجوون فقط این شمایید که اذیت میشی؟
خیر کاملا در اشتباهید
بدونید ما نوجوون ها هم با خودمون درگیریم
برای ما سخت تره که بخوایم خودمون رو تحمل کنیم
ما هم از این احساسات بی معنی و منطق و پر شدت نوجوونی بدمون میاد
ما هم اذیت میشیم که توانایی کنترل احساساتمون رو نداریم
شما تنها نیستید
ما بیشتر از شما داریم زجر میکشیم
خواجه مگو که من منم
من نه منم نه من منم
گر تو تویی و من منم
من نه منم نه من منم
به دنبال "من" میگردی؟ نمی شناسمش. سراغش را از دیگری بگیر.
اگر نمیتونیم شرایط رو تغییر بدیم حسرت نخوریم
و اگر میتونیم شرایط رو تغییر بدیم، تغییر بدیم
اما قبل هر تصمیمی برای تغییر باید تفکر کنیم و بعد از انجام تصمیم باید آمادگی پذیرش هر چیزی رو داشته باشیم
پ.ن: با اینکه هنوز فقط یک جلسه با دبیر دینی مون کلاس داشتم ولی حرف هاش هر روز برام تکرار میشه
از بس نکات شیرین و قشنگی رو گفتن
امشب برام یادآور اون شبیه که با این که فردا صبح امتحان داشتیم اما توی گروهمون با هم چت میکردیم و اخبار جدید رو برای هم میفرستادیم
هدایت شده از موهیتو با عطر بلوبریᵕ̈
کاش میان این جنگها ناگهان صدایی بیاید؛
‹ الا اهل العالم انا المهدی ›
وقتی که من و دوستم تلفنی با هم صحبت میکنیم دیگه فقط باید خانواده ها بیان واسطه بشن تا ما خداحافظی کنیم
آرزو
:)✨
چند روز پیش خسته شده بودم که چرا توی زندگی و بین مردم جهان تنهایی تو یه تیم هستم
ولی امشب یادم افتاد چطور خیلی ها هوامو داشتن و به فکرم بودن
کسانی که هیچ توقعی ازشون نداشتم
دقت کردم دیدم چطور همه ی خانواده ام هر کاری میکنن که من در کمال آسایش و آرامش سپری کنم
زندگیم رو مرور کردم و دیدم چطور همه برای حال خوب من تلاش کردن
پس این انصاف نیست که خودم رو بین آدم ها تنها ببینم
تیم من خیلی بزرگه
به اندازه تمام افرادی که میشناسم