https://daigo.ir/secret/51476077042
اوایل که توی مجازی با هم اشنا شدیم چه تصوری از من داشتید؟
ارغوان
سلام باز هم رفتم پیش ایشون ، کتاب خریدم و ذوق و اکلیل بسیار ، خدانگهدار .
سلام باز هم رفتم پیش ایشون، بهم کتاب هدیه دادن و کلی صحبت کردیم، ذوق و اکلیلِ خیلی بسیار ، خدانگهدار .
بچه ها داشتیم صحبت می کردیم یه لحظه رفت و یه کتاب آورد یه متن صفحه اول نوشت و گفت اینم یه هدیه به شما 😭✨
ارغوان
https://daigo.ir/secret/51476077042 اوایل که توی مجازی با هم اشنا شدیم چه تصوری از من داشتید؟
جدی هیچکدمتون جواب ندادید ؟ کات
دلم میسوزه برای کسایی که با چیزای کوچیک خوشحال نمیشن ؛
انگار هنوز معنای واقعی زندگی رو پیدا نکردن ، مدام دنبال یه اتفاق خوبن ، یه چیزی که خوشحالشون کنه ، دنبال زندگی ان
و متوجه نیستن زندگی دقیقا همون چیزای کوچیکی هست که بی تفاوت از کنارشون میگذرن
همون صدای خنده های مامان و بابا ، همون نامه های یواشکی که سر کلاس دوستشون براشون می نویسه ، همون عطر ماکارونی که وقتی از مدرسه یا سرکار برمیگردن همه جا رو گرفته ، همون کتابایی که هدیه داده میشن ، همون عکسای رندوم و یهویی ، همون چیزایی که هیچ وقت به چشم نمیان ...
گاهی آنقدر خسته ام که آرزو میکنم کاش نیازی به حرف زدن نبود ، کاش آدم ها چشم های یکدیگر را می خواندند
کاش اشرف مخلوقات بفهمه بد دهنی چیز واو ای نیست که بهش افتخار می کنه و حتی شخصیتش رو هم میاره پایین