قبلا شب دوست داشتنی بود .
قبلا یعنی اون موقع ها که هنوز لبخند روی لبامون بود ، شب که که می شد تا خود صبح کتاب می خوندیم ، خونه مامانبزرگ همه دور هم جمع می شدیم و تا صبح بیدار بودیم ، یا اون شبایی که با دوستامون چرت و پرت می گفتیم .
الان دیگه شب که میشه غم میشینه کنارت و دست میندازه دور گردنت و بهت میخنده .
رفقا ، اگر واقعا حس می کنید اینجا محتوای خاصی نداره یا محتوا رو نمی پسندید و وقتتون تلف میشه ، لفت بدید . چون دلم نمیخواد وقت کسی رو هدر بدم ، اینجا صرفا خودم رو تخلیه میکنم یا اگر چیزی نوشته باشم میفرستم اینجا ، در کل دوست ندارم باعث دل آزردگیتون بشم . تشکر ؛ ✨💘
هروقت به این فکر میکنم که هنوز کلی کتاب دارم و نخوندمشون ذوق میکنم .
اینو تموم میکنم میرم سراغ بعدی ، باز دوباره این یکی رو تموم میگم میرم سراغ بعدی .
حس واقعا زنده بودن میده✨😭🌱