هدایت شده از دُرنای کاغذی.
دیدی وقتی خیلی گریه می کنی یهو حس می کنی اشکات تموم شدن؟
ساکت می شی، با چشمای پف کرده و صورتی که هنوز رد اشکات روشه خیره می شی به رو به روت،
هیچ فکری تو سرت نیست، احساس میکنی انرژی اینکه از اون وضعیت در بیای رو نداری،
نه خوشحالی و نه ناراحت انگار احساساتت ته کشیده باشه.
خواستم بگم حسی که این روزا دارم دقیقا همینه :)
آنهایی که ریشه ندارند تا محبت میبینند میروند؛ وگرنه کدام درخت را دیدهای که باغبانش را ترک کند؟..
- گفت میدونی چیه؟!
آدم اون کسی که دوستش داره رو به چشمِ زیباترین آدمِ دنیا میبینه ؛
به قیافَش بیست و یک ، از بیست میده.
بغل کردنشو . .
به همهی دنیا ترجیح میده ؛
بد اخلاقیشو و غر زدنشو
به خندیدنِ با بقیه ترجیح میده . میبخشتش حتی وقتی اون مقصره و این فقط و فقط بخاطر اینه که دوستش داره :)!
خنده میبینی ولی از گریهی دل غافلی؛
خانهی ما از درون ابر است و بیرون آفتاب!..
یه شبایی هم توی زندگیم گذروندم که تا خرخره پر از نیاز بودم..
نیاز به یه آغوشِ گرم، یه آدمی که بدون قضاوت کردن بهم گوش کنه؛
هر کسی اون شبو تنها بگذرونه، فرداش یه آدم کاملا جدید از خودش میسازه.! :)