eitaa logo
-فریادِ‌‌خاموش-
26 دنبال‌کننده
85 عکس
61 ویدیو
0 فایل
چه بغض‌ ها که اسیرند در گلویِ صدا ، چه حرف ها که نهفته است در دهانِ سکوت!..
مشاهده در ایتا
دانلود
باید ز من آموخت ره و رسمِ اسیری... عمری‌ست که در دامم و صیاد ندارم...!
از غزل‌خوانی چشمانِ پر از نازِ تو آه.. من فدای رخِ زیبای تو ای حضرتِ ماه.. دلبر ماهرخِ فتنه‌گرِ شهرآشوب.. یک جماعت شده با طرزِ نگاهت گمراه.. ای زلیخای زمان، حضرتِ زیبای جهان.. یوسفت خسته شده در کفِ تنهاییِ چاه..
من آشنای کویرم، تو اهلِ بارانی.. چه کرده‌ام که مرا از خودت نمی‌دانی؟ مرا نگاه! که چشم از تو بر نمی‌دارم.. تو را نگاه! که از دیدنم گریزانی.. من از غم تو غزل می‌سرایم و آن را.. تو عاشقانه به گوشِ رقیب می‌خوانی.. هزار باغِ گل از دامن تو می‌روید.. به هر کجا بروی باز در گلستانی.. قیاسِ یک به یکِ شهر با تو آسان نیست.. که بهتر از همگان است؟ بهتر از آنی..
گفتم عاشق نیستم..! مامانم خندید و گفت : لابد گل های بالشتتو شبا من آب میدم...
با محبت خارها گل می‌شوند اما دریغ... ما محبت کرده بودیم و گلی مغرور شد...!
همچون سیگار میانِ دستانت باقی مانده‌ام... نه دودم می‌کنی و نه خاموش... آیا فراموش کرده‌ای که در حال سوختنم...!؟
دوست دارم که خودم را زِ خودم دور کنم خودِ من با خودِ من در خودِ من می‌جنگد...!