بعضی وقتها لازمه دلت بشکنه، بهت بر بخوره، ناراحت بشی، گریه کنی، بعضی وقتها از دست دادن بهترین تجربهاس، هیچ آدمی تو شادی موفق نشده، این غم و سختیه که آدم رو هدایت میکنه به سمت هدفهاش پس از رفتنها، سختیها، نشدنها، نرسیدنها نترس.
تقصیر خودمونه.
خیلی جدی گرفتیم ؛ حرفها رو ، قولها رو ، آدمها رو ، حتی دنیا رو!
به قول آن رفیقمان که میگفت:
حرف هایی در دلم هست،
که حاضرم فقط به کسی بگویمشان،
که قرار است فردا بمیرد...
برات يكیو آرزو میکنم که بیشتر از هرکس دیگه ای به دلت میشینه و باعث میشه از ته دل بخندی. یکی که باعث شه چشاتو رو میلیاردها آدم دیگه ببندی؛
غذاتو با اشتها بخوری؛ همه چیز برات قشنگ تر باشه!
یکی که باعث پیشرفتت باشه؛ واسه رسیدن به هدفات كمكت كنه و باهم پیشرفت کنید و هرروز موفقتر باشین!
یکی که باعث شه دیوونه باشی و شادی رو زیر پوستت احساس کنی!
یکی که حاضر نباشی با هیچی تو دنیا عوضش کنی!
برات یکی رو آرزو میکنم که باعث شه واسه همیشه با زندگی آشتی کنی. :))
فکر کن خانوادت کاری کنن که هیچ خاطرهای نداشته باشی نه دوستی نه مسافرتی با دوستات نه تفریحی نه پارکی نه کافهای و… بعد بقیه تو چشمات زل بزنن بگن تو چرا انقد ساکتی؟
چرا راجع به هیچی حرف نمیزنی؟
من خاطرهای ندارم!... من حتی نمیدونم چطوری باید حرف بزنم :)
یه تئوری خیلی قشنگ هست که میگه:
«وقتی به شدت احساس تنهایی میکنی
یعنی یه نفر آرزوی دیدنتو داره!»