eitaa logo
𝑨𝒓𝒕𝒊𝒚𝒂࿐˙ 🍁 فورنه
609 دنبال‌کننده
714 عکس
43 ویدیو
3 فایل
آرتیا⭐ یک مکان دنج و کهنه برای روزهای سرد و گرم و با یک لیوان چای تازه دم و یک دفتر کاهی و طرح های خط خطی اش ☕🎨 ناشناس https://daigo.ir/secret/artiya-111 https://abzarek.ir/service-p/msg/5017778 محافظ⬇︎ https://eitaa.com/joinchat/1725892115C5e6ea2bac9
مشاهده در ایتا
دانلود
کتاب رود پرستاره ی آسمان🌌 اثر گریس لین✨ از نشر افق رو خوندم و خیلی جالب بود برام از افسانه ها و حکایت های چینی رو تو داستان قرار داده و میشه گفت یکی از بامزه ترین کتابایی بود که خوندم. اگه به این سبک کتابا علاقه دارید پیشنهاد میکنم امتحانش کنید
𝑨𝒓𝒕𝒊𝒚𝒂࿐˙ 🍁 فورنه
۲۲ روز تا....
یادم رفت هیچی اینو ادامه بدم🤡🤦🏻‍♀
۱۷ روز تا....
مه غلیظ، خیابان‌های لندن را در آغوش گرفته بود.  ناقوس نیمه‌شب از برج کلیسا برخاست.  در عمارت خاموش، شمعی پشت پرده لرزید.  نامه‌ای بی‌نام کنار فنجان چای مانده بود.  و کسی در راهرو، آهسته نام مرا صدا زد.
خوشحال میشم یه سر یه باغ گل رز من بزنی بانوی جوان درب باغ از این طرفه دوشیزه : : https://eitaa.com/Hima_Xx
چنل جدیدمه همسایه ها جوین بشید پی بگید اد کنم : : @Hima_Vv
هدایت شده از Bloodlord
اقا امروز یه چیزی عجیبی کشف کردم در مورد خودم من همیشه روزی کم کم 4 ساعت اهنگ گوش میدم و تو زندگیم بدون اهنگ مسافرت نرفتم ولی این بار هدست من خراب شد و هنوز درست نشده من همیشه توی ماشین که میشستم اگه شیشه بالا بود حالت تهوع میگرفتم ولی این بار با شیشه پایین با کولر تموم تایمی که تو ماشین بودم حالت تهوع داشتم و یه لحظه شک کردم که نکنه مغز من بخاطر اینکه اهنگ توش پلی نمیشه نمیتونه تحمل بکنه صدا های ماشین رو و بخاطر همین حالت تهوع میگیرم و اره دقیقا بخاطر همینه چون بد از اینکه پسر خالمو مجبور کردم اهنگ پلی کنه یکم حالم بهتر شد و خیلی عجیب بود وقتی اهنگ گوش نمیدم صداهای ماشین برام انقدر مزخرف و غیرقابل تحمل میشه که مغزم اذیت میشه و باعث میشه حالت تهوع بگیرم و این واقعا عجیبه شماهام چیزای عجیبی که راجع به خودتون تازه فهمیدن رو ناشناس بگید بزارم چنل👇🏻 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_kq6lmz5&btn=ناشناس.لرد‌خون
مرگ ایوان ایلیچ رو خوندم>> مرگ ایوان ایلیچ اولین کتابی بود که از تولستوی خوندم و فکر می‌کنم تلخ‌ترین بخش داستان، خودِ مرگ ایوان نیست؛ لحظه‌ای است که می‌فهمد شاید تمام عمرش را آن‌طور که واقعاً می‌خواسته، زندگی نکرده. او زندگی‌ای را ساخته بود که از بیرون درست به نظر می‌رسید؛ شغل، خانه، جایگاه و رضایت دیگران. اما وقتی مرگ نزدیک شد، همه‌ی این‌ها بی‌معنا شدند و ایوان ماند و یک سؤال ساده: «پس زندگی من برای چه بود؟» شاید تولستوی با ایوان ایلیچ نمی‌خواهد فقط از مرگ بگوید؛ می‌خواهد یادمان بیندازد که گاهی آن‌قدر مشغول درست زندگی کردن می‌شویم که فراموش می‌کنیم واقعاً زندگی کنیم:))