واقعیت بیش از حد سنگین است، باید مکث کرد؛
اینجا؟! وقفه در واقعیت؛
گاهی خلعِ ریتمیک؛ جایی میان همان تاریکی نیمه شب؛
دقیقا همونجایی که وایمیستی و درد مشترکت رو تو سکوت محض فریاد میکشی..!
روایاتی از جنسِ ابهام، تنهایی و تامل.
«اینجا،حقیقتزیستنرانهدرکلمات،کهدرحسِپسِآنهاجستجومیکنیم»
رمانِ از آنجا که بودی ....
همه چیز تو یه لحظه اتفاق میوفته🔥همون ثانیه ای که ورقو برمیگردونه 🥀❤️🩹
تراژدی جدید !.... متفاوت...غیر قابل پیش بینی ...
+ خودتو تو اتاق حبس کنی زنده میشه ؟
+ بتمرگ بخور ! نشینی سر سفره به زور میکنم تو دهنت
+ فکر نکن نشنیدم ! تنها شیم توضیح میخوام
+ تو این عشق یه طرفه این من بودم که ذره ذره از بین رفتم
+ همین سیگارو تو چشمت خاموش میکنم !
+ همینقدر زود چشماشو بست و رفت
+ خودت گورتو گم میکنی یا پرتت کنم بیرون ؟
+اینجا خونمه...ایران وطن منه....تو بگو کجا برم ؟