خب همونطور که میدونین اومدم طبس ولی چرااااا. حالا میگم براتون اومدن من اینجا بی علت نبوده. ان شاءالله شب بهتون میگم چه خبره😊
فعلا یکم از امروز بگم براتون. خانم عابدی مقدم عزیز مدیرت محترم کتابخانه امام زاده حسین بن موسی کاظم هستن. و امروز با ایشون جلسه داشتم و درمورد خیلی چیزها صحبت کردیم
ایشون از روایتهای کتاب سلام بر ابراهیم بمن گفتن و داستانهایی که واقعا آدمو شوکه میکنه که چطور این شهید عزیز گره و مشکلات زندگی آدم ها رو حل میکنن. خود خانم عابدی مقدم هم جزو کسایی هستن که به این شهید عزیز خیلی ارادت دارن و به وضوح شاهد حضور ایشون توی زندگیشون هستن
قبلا راجع به اینکه این شهید چقدر کمک میکردن به بقیه شنیده بودم ولی خب باور کردنش برام سخت بود. تا اینکه خود خانم عابدی مقدم از تجربیاتشون و توسلات خودشون به این شهید بزرگوار گفتن. واقعاااا شوکه شده بودم. به قدری زیبا و باورنکردنی این شهید حل و فصل میکنه که مغز نمیتونه دلیل و منطقی پیدا کنه بابتش. خیلیییی به این شهید بیشتر علاقند شدم. اگر دوستان تجربیاتی از توسل به این شهید دارن حتما پی وی بگن خیلی خوشحال میشم بشنوم😊
دیگه کلی با هم گرم صحبت شدیم و من از خودمو اتفاقات زندگیم و تغییر مسیر زندگیمو شغلیم میگفتم ایشون هم از برکات و قشنگی های زندگیشون
خب بریم در ادامه سفر ، بعدش رفتم یه سر توی کتابخونه زدم و گشت گذاری توی کتابهای هنری زدم. بعد با اتفاق خانم عابدی مقدم رفتیم داخل شهر یه چرخی زدیمو رفتیم داخل باغ گلشن
چیزی که برام اینجا جالب بود گونه های درختی و قدمت و کهنسالی درختا بود. تنه های این درختها نشون میداد خیییلیییی این درختها . کهنسال و قدیمی هستن و خوی آب خنکی که از اونجا رد میشد و بوی خاک و آب و رطوبت با هم قاطی شده بود انگار وسط جنگل کنار رودخونه هستی😊