52.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر جاییش رو نگاه میکردی زحمت و شوق و ذوق برای بهتر برگزار شدن ،این نمایشگاه رو میشد دید، واقعاااا اذت میبردی از اون حال و فضای معنوی که اونجا داشت
کم کم داشت سفر من به این شهر تاریخی به پایان میرسید. توی این سفر یک روزه کلی تلنگر بهم خورد کلی چیزای جدید فهمیدم با بچه های نازنین و شیرین خانم عابدی مقدم آشنا شدم و همچنین شخصیت دوست داشتی و گرم و صمیمی ایشون😊
آخر سفرمم هم با دخترای گلش و دوستاش شام سوخاری گرفتیم جاتون خالی و رفتیم جایی که بهش میگفتن کنار جوب. یک کانال جوبی بود از یه آب زلال و خنکککک. به به و چون شب بود هوا از اون شدت گرماش کم شده بود یکم و یه نسیمی میزد خدارو شکر. کلی خوش گذشت بهم و لذت بردم
عههه یادم رفت بگم موقع ناهار من دوست داشتم حاج آقا احمدی مدیر عامل این مجموعه امام زاده رو هم کلاقات کنم که خدا رو شکر سر ظهر یه ده دقیقه ای ایشون زمان خالی داشتن و من تونستم یک جلسه کوتاهی هم با ایشون و مسئول روابط عمومی و مدیر مجموعه اونجا هم داشته باشم. و خیلی این آقایون به من لطف داشتن و کلی تشکر و تمجدید از همکاری و کارها کردند. و خوشحالم که راضی بودن. و یه سری پیشنهاد هم من برای اون امام زاده که واقعا مظلوم و غریب بود هم به خانم عابدی مقدم دادم و هم حاج آقا احمدی. حاج آقا احمدی هم خیلی آدم بزرگواری بودن و واقعا خوشحال بودم که تونسته بودم باهاشون جلسه و یک ملاقات کوتاهی داشته باشم
خب دیگه سفر ما اینجا با خانم عابدی مقدم عزیز تموم شد و واقعااااا سنگ تموم گذاشتن برای من از محض ورود من به طبس تا آخر و کلی به همسر ایشون من زحمت دادم برای آوردن و بردن من به راه آهن. ان شاءالله خدا به خودشون و خانوادشون سلامتی و برکت و رزق روزی افزون بده. 😊
ولی این تمام سفر نیست قرار از اینجا راهی یه بهشت دیگه بشم😊😊😊
بعلهههه مگه میشه بری پیش برادر امام رضا جان ولی پیش خودش نری😍😍😍😍