#کتاب
#گزارش_تصویری از
📚 نشست دورهمی کتاب و مصاحبه با محوریت نقد و بررسی کتاب «سواد روایت»
🔹با حضور: امیرحسن اوصالی
🔺 ۵ مردادماه ١۴٠۴
❇️ حوزه هنری انقلاب اسلامی استان زنجان
🔻ما رو در صفحات اجتماعی ببینید؛
┄┅┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
https://zil.ink/artzanjan.ir
┄┅┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
#گزارش_تصویری از
📚 نشست «یکشنبههای داستانی»
🔻 با ارائه: پریناز رحیمی
🔻 مباحث جلسه:
🔹 بررسی تاریخی روسیه در قرن ۱۹ و ۲۰
و تاثیر آن دوره بر نویسندگان و شاعران
🔹 تحلیل و نقد داستانی از سرکار خانم گیلک
🔹 ۵ مردادماه ١۴٠۴
❇️ حوزه هنری انقلاب اسلامی استان زنجان
🔻ما رو در صفحات اجتماعی ببینید؛
┄┅┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
https://zil.ink/artzanjan.ir
┄┅┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
🔰آیین پاسداشت روز زنجان
🔹زمان: پنجشنبه ٩ مردادماه ١۴٠۴/ ساعت ١٠ صبح
🔹مکان: سالن غدیر دانشگاه زنجان
❇️ حوزه هنری انقلاب اسلامی استان زنجان
🔻ما رو در صفحات اجتماعی ببینید؛
┄┅┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
https://zil.ink/artzanjan.ir
┄┅┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
هدایت شده از خانه روایت حوزه هنری زنجان
#روایت (١٠۶)
#روایت_جنگ
#واکنش_هنرمندان_زنجانی
✍️ «میهمان یک محله»
شب عید غدیر است. خانواده دور هم جمع شدهاند. شب را در خانهی پدر میمانیم. یکی از خواهرانم با دخترش در اتاقی جدا میخوابند و من و دخترم در پذیرایی، جای خواب را آماده میکنیم.
هنوز مدت زیادی از خوابمان نگذشته که با صدایی مهیب، وحشتزده از خواب میپریم. شیشهها شکستهاند، پنجرهها از جا کنده شدهاند، و تابلوهای بزرگ آیتالکرسی و دیگر قابها از دیوار کنده و روی فرش افتادهاند. هراسان، دخترم را در آغوش میگیرم. پنجرهی اتاق پدر و مادرم نیز کنده شده و درست کنار تخت فرود آمده؛ پای مادرم کمی آسیب دیده است.
با عجله آماده میشویم. برادرم، که نگرانمان شده، خودش را سریع به ساختمان ما میرساند. تصمیم میگیریم همگی به خانهی خواهرم برویم.
در دل شب، برخی از اهالی که ماجرا را فهمیدهاند، زبان به گلایه و اعتراض میگشایند. برادرم میگوید: «مگر مذاکره نمیخواستید؟ این هم نتیجهاش؛ وسط مذاکره، چنین تجاوزی صورت گرفته!»
دیگر کسی پاسخی ندارد...
با موج شدید انفجار، طبیعیست که مردم وحشتزده شده باشند، اما انصاف هم لازم است. در همین ساختمان، چهار نفر از همسایگان، از جمله یکی از جوانان نخبهی بورس، به شهادت رسیدهاند. در ساختمان مجاور، یک خانوادهی سهنفره زندگی میکردند: پدر، مادر و دختر.
طبق گزارش منابع موثق، سه پرتابه به این خانهی مسکونی در یکی از محلههای عادی تهران اصابت کرده است. هدف، همین خانوادهی بیدفاع بوده. شدت انفجار بهحدی بوده که پیکر شهدا تا ساختمانهای مجاور پرتاب شده. ترکشها تا کوچههای اطراف رسیدهاند. شیشهها شکسته، پنجرهها کنده شده و اثر انفجار بر دیوار خانهها و دل مردم نقش بسته.
در میان همهی این واکنشها، یکی از اهالی – رزمندهای از دوران دفاع مقدس و همرزم شهید چمران – آرام زمزمه میکرد: «نشد به دست شقیترین دشمن به شهادت برسم...»
محلهی ما، محلهای قدیمی و ساده، حالا غبارگرفته و آغشته به خون است. پرچمهای سیاه امام حسین (ع) در کنار پرچمهای ایران به باد افتادهاند. همین محله، در این هفت سال گذشته، میهمان باارزشی را در خود جای داده بود؛ سردار محمد باقری، همسر و دخترش.
حالا خیلیها تازه فهمیدهاند که سردار باقری ساکن همینجا بوده و این، سندی دیگر بر جنایت آشکار رژیم غاصب صهیونیستی است.
✍️ روایت مردمی از منیره زینالی؛ از هنرمندان حوزه هنری استان زنجان. (بر اساس سخنان یکی از اهالی محله)
شما هم راوی باشید👇
🇮🇷@revayat_zanjan
لینک کانال👇
🇮🇷 https://eitaa.com/revayat_zanjan
❇️ حوزه هنری انقلاب اسلامی استان زنجان
🔻ما رو در صفحات اجتماعی ببینید؛
┄┅┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
https://zil.ink/artzanjan.ir
┄┅┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
#روز_زنجان
🔰مراسم تجلیل پاسداشت روز زنجان
🔹زمان: پنجشنبه ۹ مردادماه/ساعت ۱۰ صبح
🔹مکان: دانشگاه زنجان، سالن غدیر
#پاسداشت_روز_زنجان
#فرزند_زنجان
#افتخار_ایران
❇️ حوزه هنری انقلاب اسلامی استان زنجان
🔻ما رو در صفحات اجتماعی ببینید؛
┄┅┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
https://zil.ink/artzanjan.ir
┄┅┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄